nasty piece of work

پیشنهاد کاربران

🔸 معادل فارسی:
• آدم بدجنس، آدم حقه باز و خطرناک
• موجود ناخوشایند، آدم کثیف و بی انصاف
• آدم شرور، آدم مزخرف و بدذات
• فرد بداخلاق و مکار ( معمولاً برای توصیف شخصیت منفی )
🔸 مثال ها:
...
[مشاهده متن کامل]

� "Stay away from him — he’s a nasty piece of work. "
ازش دور شو — اون یه آدم بدجنس و خطرناکه.
� "She turned out to be a real nasty piece of work after the divorce. "
بعد از طلاق معلوم شد که آدم کثیف و بی انصافی هست.
� "I worked with him for two months; he’s the nastiest piece of work I’ve ever met. "
دو ماه باهاش کار کردم؛ بدذات ترین آدمی بود که تا حالا دیدم.
� "Don’t trust that guy. He’s a nasty piece. "
به اون یارو اعتماد نکن. آدم حقه باز و مزخرفیه.