naphthalene

/ˈnæfθəˌlin//ˈnæfθəliːn/

معنی: نفتالین، هیدروکربن
معانی دیگر: (از ریشه ی فارسی: نفت) نفتالین (هیدروکربن سپید و بلورین به فرمول naphthalin) (c10h8 هم می نویسند)، هیدروکربن بفرمول h8 c10
شبکه مترجمین ایران

بررسی کلمه

اسم ( noun )
مشتقات: naphthalenic (adj.), naphthalic (adj.)
• : تعریف: a white, crystalline hydrocarbon compound obtained from coal tar or petroleum and used in making moth repellents, dyes, solvents, and other products.

جمله های نمونه

1. the naphthalene nucleus
حلقه ی نفتالین

2. clothes savoring of naphthalene
لباس هایی که بوی نفتالین می داد

3. The liquid thus becomes richer in naphthalene.
[ترجمه ترگمان]مایع به شکل نفتالن غنی می شود
[ترجمه گوگل]بنابراین مایع در نفتالین ثروتمندتر می شود
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

4. I could taste iron in the air, and naphthalene.
[ترجمه ترگمان]می توانستم بوی آهن را در هوا حس کنم
[ترجمه گوگل]من می توانم آهن را در هوا و نفتالین بخورم
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

5. The variation character of apparent consistency of the naphthalene and phenanthrene series compounds in oil has been detected by the technique.
[ترجمه ترگمان]ویژگی متغیر سازگاری ظاهری حلقه نفتالن و phenanthrene در روغن توسط این تکنیک تشخیص داده می شود
[ترجمه گوگل]ویژگی تنوع قوام ظاهری ترکیبات نفتالین و فنتانرن در روغن با استفاده از تکنیک تشخیص داده شده است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

6. This indicates that N-methyl pyrrolidone is superior to naphthalene in comprehensive heat transfer performance and is suitable to be used in moderate-temperature heat pipe.
[ترجمه ترگمان]این نشان می دهد که N - متیل pyrrolidone نسبت به نفتالن در عملکرد انتقال حرارت جامع برتری دارد و مناسب آن است که در لوله حرارتی متوسط - دما مورد استفاده قرار گیرد
[ترجمه گوگل]این نشان می دهد که N-متیل پیرولیدون در عملکرد جامد انتقال حرارت برتر از نفتالین است و مناسب برای استفاده در لوله گرما متوسط ​​است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

7. The derivates of naphthalene, fluorene, pyrene, anthracene, acenaphthene and their application in biotechnology were reviewed.
[ترجمه ترگمان]The نفتالن، فنانترن، پیرن، anthracene، acenaphthene و کاربرد آن ها در بیوتکنولوژی مورد بررسی قرار گرفتند
[ترجمه گوگل]مشتقات نفتالین، فلورن، پیرنه، آنتراسن، آکنهفتن و کاربرد آنها در بیوتکنولوژی بررسی شد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

8. Hydrogenation of naphthalene and tetralin can be improved by the high pressure employed.
[ترجمه ترگمان]هیدروژن کافت نفتالین و tetralin را می توان با فشار بالا به کار برد
[ترجمه گوگل]هیدراتاسیون نفتالین و تترالین می تواند با فشار بالا مورد استفاده قرار گیرد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

9. The curve in the middle shows what happens when a mixture of benzene and naphthalene is cooled.
[ترجمه ترگمان]منحنی در وسط نشان می دهد که وقتی مخلوطی از بنزن و نفتالن خنک می شود چه اتفاقی می افتد
[ترجمه گوگل]منحنی در وسط نشان می دهد چه اتفاقی می افتد زمانی که مخلوط بنزن و نفتالین خنک می شود
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

10. Store clothes in a moth-proof container, such as a suitcase, with dried rosemary and mint rather than mothballs which contain naphthalene.
[ترجمه ترگمان]لباس ها را در یک ظرف کرم پروانه مانند یک چمدان، با رزماری خشک و نعناع به جای گلوله های نفتالین که نفتالن آن هستند، ذخیره کنید
[ترجمه گوگل]لباس ها را در یک ظرف ضد گلوله، مانند یک چمدان، با رزماری خشک و نعناع به جای ماتبال هایی که حاوی نفتالین هستند، ذخیره کنید
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

11. Solid begins to form at point A. Depending on the composition of the mixture, the solid will be either benzene or naphthalene.
[ترجمه ترگمان]جامد شروع به تشکیل در نقطه A می کند بسته به ترکیب مخلوط، جامد یا بنزن یا نفتالن خواهد بود
[ترجمه گوگل]جامد در نقطه A تشکیل می شود بسته به ترکیب ترکیب، جامد یا بنزن یا نفتالین خواهد بود
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

12. They had been salted away in mothballs and smelt of naphthalene.
[ترجمه ترگمان]آن ها را به اندازه کافی پر کرده بودند و بوی naphthalene می دادند
[ترجمه گوگل]آنها در ماتب بول ها و ذوب نفتالین خرد شده اند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

13. At point E a solid mixture of benzene and naphthalene is formed.
[ترجمه ترگمان]در نقطه E، مخلوطی از بنزن و نفتالن تشکیل می شود
[ترجمه گوگل]در نقطه E مخلوط جامد بنزن و نفتالین تشکیل می شود
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

14. SOLID-LIQUID EQUILIBRlA Figure 28 shows the cooling curves for pure benzene, pure naphthalene and a mixture of the two.
[ترجمه ترگمان]شکل ۲۸ منحنی های سرمایش را برای بنزن خالص، نفتالن محض و مخلوطی از هر دو نشان می دهد
[ترجمه گوگل]شکل 28 منحنی خنک کننده بنزن خالص، نفتالین خالص و مخلوطی از این دو را نشان می دهد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

مترادف ها

نفتالین (اسم)
naphthalene

هیدروکربن (اسم)
naphthalene

به انگلیسی

• crystalline hydrocarbon derived from coal tar used in making dye and moth repellant (chemistry)

معنی یا پیشنهاد شما