🔸 مثال ها:
• That scandal was another nail in his coffin.
آن رسوایی، مهر تایید بر نابودی او بود.
• The loss of funding was the final nail in the project's coffin.
از دست دادن بودجه، آخرین ضربه به آن پروژه بود.
... [مشاهده متن کامل]
• Every delay is a nail in the coffin of the negotiation.
هر تاخیر، زمینه ساز مرگ یا شکست مذاکره است.
• Poor reviews put another nail in the movie's coffin.
نقدهای ضعیف، میخ دیگری بر تابوت فیلم کوبیدند.
آن رسوایی، مهر تایید بر نابودی او بود.
از دست دادن بودجه، آخرین ضربه به آن پروژه بود.
... [مشاهده متن کامل]
هر تاخیر، زمینه ساز مرگ یا شکست مذاکره است.
نقدهای ضعیف، میخ دیگری بر تابوت فیلم کوبیدند.
کَلَک کسی یا چیزی را کندن
میخ آخر را به تابوت کسی زدن
موفقیت یا امید کسی را نابود کردن
به عنوان مثال :
... [مشاهده متن کامل]
تیر خلاص زدن