برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
95 1409 100 1

nozzle

/ˈnɑːzl̩/ /ˈnɒzl̩/

معنی: پوزه، بینی، دهانک، سر لوله اب
معانی دیگر: (سر لوله یا شیلنگ به ویژه اگر بشود آن را تنظیم کرد) سرلوله، سر شیلنگ، افشانک، سر فواره، دهانه، ناوک، شیپوره، (تایر دوچرخه و غیره) سرفنتیل

بررسی کلمه nozzle

اسم ( noun )
• : تعریف: a short, narrow spout or tube fitted to the end of a hose, pipe, or the like, to control and direct a flow or spray of liquid or gas.
مشابه: outlet, spout, sprinkler, valve, vent

- You can adjust the nozzle for a finer spray.
[ترجمه ترگمان] شما می‌توانید نازل را برای اسپری بهتر تنظیم کنید
[ترجمه گوگل] شما می توانید نازل را برای یک اسپری بهتر تنظیم کنید
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید
- The nozzle was screwed on so tight that I couldn't get it off the hose.
[ترجمه ترگمان] سر لوله انقدر محکم بسته بود که نمی‌توانستم از لوله آب آن را بیرون بیاورم
[ترجمه گوگل] نازل به اندازه کافی پیچ خورده بود که نمی توانستم آن را از شلنگ بگیرم
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

واژه nozzle در جمله های نمونه

1. Its nozzle was smeared with some kind of lubricant.
[ترجمه ترگمان]nozzle با نوعی روغن چرب شده بود
[ترجمه گوگل]نازل آن با نوعی روان کننده لکه شده بود
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

2. She turned the nozzle and the spray concentrated down to a stream.
[ترجمه ترگمان]او نازل را برگرداند و اسپری را روی رودخانه متمرکز کرد
[ترجمه گوگل]او نازل و اسپری را به یک جریان متمرکز کرد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

3. If he put his finger over the nozzle he could produce a forceful spray.
[ترجمه ترگمان]اگر او انگشتش را روی نازل بگذارد، می‌تواند یک اسپری فشار قوی تولید کند
[ترجمه گوگل]اگر انگشت خود را روی نازل قرار دهد، می تواند اسپری نیرومند ایجاد کند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

4. The rubber nozzle is all cracked.
[ترجمه ترگمان]نازل لاستیکی همه ترک برداشته است
[ترجمه گوگل]نازل لاستیک همه ترک خورده است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ...

مترادف nozzle

پوزه (اسم)
beak , muzzle , neb , rostrum , snout , nozzle , mug
بینی (اسم)
pecker , neb , nozzle , nose , snoot
دهانک (اسم)
nozzle
سر لوله اب (اسم)
snout , nozzle

معنی nozzle در دیکشنری تخصصی

nozzle
[شیمی] افشانک
[عمران و معماری] شیپوره - افشانک - پخش کن - آبپاش - پاشنده - سرشیلنگی - دهانه - فواره
[مهندسی گاز] شیپوره
[زمین شناسی] شیپوره ، افشانک ، دهانک
[نساجی] نازل - شیپوری - شیپوره ( مجرای عبور سیال)- قطعه ای در ناحیه کشش الیاف در ریسندگی - عامل حرکت پارچه در ماشین رنگرزی جت
[ریاضیات] پخش کن، مغزی، فواره، قسمت خروج، مجرای خروج
[پلیمر] افشانک، سوزن تزریق، شیپوره
[آب و خاک] روزنه
[نفت] دهنه ی مته
[ریاضیات] نوک تزریق کننده
[نفت] سوخت پاش
[زمین شناسی] شیپوره ایست شیپوره ای کوچک تعبیه شده در توربین پلتون برای هدایت فواره آب بسوی پشت جام (پیاله) ، بدین منظور که توقف سریع دستگاه یا ماشین را امکانپذیر سازد . منظور از جام یا پیاله ، کاسه های چرخ دوار توربین پلتون می باشد .
[مهندسی گاز] دهانک مشعل
[عمران و معماری] شیپوره مخروطی
[عمران و معماری] شیپوره جریان - مجاری دهانه دار - جریانسنج لوله ای - دبی متر لوله ای
[نفت] افشانک
[آب و خاک] شیلنگ فورانی
[پلیمر] افشانک مسدود شونده
...

معنی کلمه nozzle به انگلیسی

nozzle
• spout that controls the flow of a liquid from a pipe, mouth of a hose; nose (slang)
• a nozzle is a narrow end piece fitted to a hose or pipe to control the flow of a liquid or air coming out of it.

nozzle را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

ebi
[سَر یا نوکِ چیزی]

سَرِه
دوریان هاویلیارد
اینم معنی میده:
a small tube with hole

بهار
نازل پمب بنزین
فاطمه حداد
نازل مثل نازل بنزین

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر

معنی nozzle
کلمه : nozzle
املای فارسی : نازل
اشتباه تایپی : دخظظمث
عکس nozzle : در گوگل

آیا معنی nozzle مناسب بود ؟           ( امتیاز : 95% )