برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
97 1643 100 1
شبکه مترجمین ایران

nonobservance

بررسی کلمه nonobservance

صفت ( adjective )
• : تعریف: combined form of observance.
متضاد: observance

معنی کلمه nonobservance به انگلیسی

nonobservance
• lack of observance; failure to observe religious laws or customs

nonobservance را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

جلال نجاریزدی
خلف وعده

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

پارچه گرامی

توضیحات دیگر


آیا معنی nonobservance مناسب بود ؟           ( امتیاز : 97% )