برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
97 1406 100 1

non

/ˈnɑːn/ /nɒn/

پیشوند: نا -، غیر -، عدم، نه -، بی - [nonvoter و noncooperation و nonbook و noncandidate و nonhuman]، پیشوندی است بمعنی gt;منفی lt; یا gt;خیر lt; و غیر

بررسی کلمه non

پیشوند ( prefix )
• : تعریف: not; absence of; failure to.

- nonsense
[ترجمه ترگمان] بی‌معنی است!
[ترجمه گوگل] مزخرف
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید
- nonfat
[ترجمه ترگمان] بدون چربی،
[ترجمه گوگل] غیر چرب
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید
- noncooperation
[ترجمه ترگمان]
[ترجمه گوگل] عدم همکاری
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

واژه non در جمله های نمونه

1. as a result of non payment of monthly installments, your insurance policy has lapsed
در اثر عدم پرداخت اقساط ماهیانه بیمه نامه‌ی شما از اعتبار ساقط شده است (باطل شده است).

2. absolutely free elections is a sine qua non of democracy
انتخابات کاملا آزاد شرط اصلی دمکراسی است.

3. Patience is a sine qua non for a good teacher.
[ترجمه ترگمان]صبر یک امر ناگزیر برای یک معلم خوب است
[ترجمه گوگل]صبر و حوصله یک معلم خوب است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

4. It's no use citing the Bible to a non - Christian.
[ترجمه ترگمان]با استناد به انجیل برای یک غیر مسیحی استفاده نمی‌شود
[ترجمه گوگل]استفاده از کتاب مقدس به غیر مسیحی، بدون استفاده است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

5. He was declared persona non grata and forced to leave the country.
[ترجمه ترگمان]او فرد غیرقابل قبولی اعلام شد و مجبور شد کشور را ترک کند
[ترجمه گوگل]او شخص غیر غربی اعلام شد و مجبور شد که کشور را ترک کند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید
...

معنی عبارات مرتبط با non به فارسی

عدم توانایی، ناشایستگی، عدم صلاحیت
کسیکه از استعمال نوشابه پرهیز ننماید، پرهیز گار، نا پرهیز گار
عدم قبول
عدم دسترسی به آمیزش زناشویی
عدم آشنایی
عدم اشنائى
قانون ـ فقه : نابالغ
علوم مهندسى : عدم کهنگى
نامبهم، غیرمبهم
عدم حضور در دادگاه
قانون ـ فقه : عدم حضور
عدم حضور
پوچ، کان لم یکن
کتاب بی ارزش، ناکتاب، چیزی که استحقاق نام کتاب را ندارد
عدم موافقت، نادمسازی
فروگذاری از اقامه دعوادر مدت قانونی
...

معنی کلمه non به انگلیسی

non
• no; not
• non- combines with nouns and adjectives to form new nouns and adjectives. words formed in this way indicate that something does not have a particular quality or characteristic.
• non- also combines with nouns that refer to a particular type of action to form new nouns which indicate that a particular action has not been taken or that it will not be taken.
non absorbent
• does not absorb, does not take in fluids
non acceptance
• lack of agreement, lack of acceptance (law)
non accepted
• not taken, not accepted, not admitted (law)
non accounting unit
• unit that belongs to a holding unit and receives supplies and services from the holding unit
non aggression
• non-aggression is the idea or plan that countries should not attack, fight, or try to harm each other in any way.
non aggression pact
• agreement that neither side will attack the other
non alcoholic
• nonalcoholic, without alcohol, not containing alcohol
• a non-alcoholic drink does not contain alcohol.
non aligned
• a country that is non-aligned does not support or is not part of any politically linked group of countries.
non aligned movement
• organization of more than 100 countries established to provide a forum for solving disputes without forming a military alliance (for nations that are not in nato, the warsaw pact, etc.)
non alignment
• non-alignment is the state or policy of being non-aligned.
non appearance
• absence, ...

non را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

melisa
به معنی ظهر

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر

معنی non
کلمه : non
املای فارسی : نون
اشتباه تایپی : دخد
عکس non : در گوگل

آیا معنی non مناسب بود ؟           ( امتیاز : 97% )