برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
98 1356 100 1

nominalism

/ˈnɑːməˌnlɪzəm/ /ˈnɒmɪnəlɪzm/

معنی: فلسفه صوری
معانی دیگر: (فلسفه) فلسفه ی صوری، نام گرایی، اسمی گری، نام انکاری

واژه nominalism در جمله های نمونه

1. The nominalism of days past is now in a hostile, secular environment.
[ترجمه ترگمان]فلسفه اصالت تسمیه روزه‌ای گذشته اکنون در محیطی مخالف و سکولار قرار دارد
[ترجمه گوگل]نامزدی روزهای گذشته در محیط خصمانه و سکولار است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

2. Mainly aimed at the medieval nominalism thinking, this leads to only one theory of thought in the development process, and extends to the extreme nominalism Barclays Thought features.
[ترجمه ترگمان]به طور عمده با تفکر قرون‌وسطایی اصالت تسمیه قرون‌وسطی به کار می‌رود، این منجر به یک نظریه تفکر در فرآیند توسعه می‌شود، و به ویژگی‌های فکری اصالت تسمیه سه‌گانه گرایش می‌یابد
[ترجمه گوگل]به طور عمده با تفکر نانومقیاس قرون وسطایی، این منجر به تنها یک نظریه تفکر در فرآیند توسعه می شود و به ویژگی های افسانه ای بارکلیز افسار گسیخته می شود
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

3. " In the third part, the authors focus on finishing a "Dialogue" covers jurisprudence implication, and from the "nominalism", "State ratio" to explain aspects of "Dialogue.
[ترجمه ترگمان]در بخش سوم، نویسندگان بر روی اتمام \"گفتگو\" تمرکز می‌کنند که مفهوم \"گفتمان\" را پوشش می‌دهد و از \"فلسفه اصالت تسمیه\"، \"نسبت دولتی\" برای توضیح جنبه‌های \"گفتمان\" استفاده می‌کند
[ترجمه گوگل] ...

مترادف nominalism

فلسفه صوری (اسم)
nominalism

nominalism را به اشتراک بگذارید

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر

معنی nominalism
کلمه : nominalism
املای فارسی : نمینلیسم
اشتباه تایپی : دخئهدشمهسئ
عکس nominalism : در گوگل

آیا معنی nominalism مناسب بود ؟           ( امتیاز : 98% )