برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
96 1358 100 1

nomadism

/ˈnɒmədɪzm/ /ˈnɒmədɪzm/

معنی: صحرانشینی، کوچ گری

واژه nomadism در جمله های نمونه

1. And so what if nomadism was about to go out, phut, like a candle, the whole world over?
[ترجمه ترگمان]تازه چه می‌شد اگر کریک در شرف بیرون رفتن بود، مثل شمع، کل دنیا؟
[ترجمه گوگل]و اگر چه اگر عشایر بیرون بیایند، فت و شلواری مثل یک شمع، کل دنیا را می کنند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

2. Nomadism has always been at odds with the fixed boundaries of the nation state, and over the last few decades controversial government programmes have forced most Bajau to settle on land.
[ترجمه ترگمان]nomadism همواره با مرزه‌ای ثابت کشور مخالف بوده‌است، و در چند دهه گذشته، برنامه‌های بحث‌برانگیز دولت بیشتر Bajau را مجبور کرده‌است که بر روی زمین ساکن شوند
[ترجمه گوگل]اسطوره گرایی همواره با مرزهای ثابت دولت ملت مواجه بوده است و طی چند دهه گذشته برنامه های حکومتی اختلاف آمیز، اغلب باجیو را مجبور کرده است که در زمین بماند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

3. Nomadism and tribal culture collides with chic style and couture mentality.
[ترجمه ترگمان]nomadism و فرهنگ قبیله‌ای با سبک شیک و طرز تفکر زنانه درهم برخورد می‌کنند
[ترجمه گوگل]اسطوره گرایی و فرهنگ قبیله ای با سبک شیک و روحیه روان شناسی برخورد می کند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ...

مترادف nomadism

صحرانشینی (اسم)
nomadism
کوچ گری (اسم)
nomadism

معنی کلمه nomadism به انگلیسی

nomadism
• vagrancy, state of being nomadic, vagabondism, practice of being a nomad

nomadism را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

بهمن عنایتی کاریجانی
بنام خدا
باسلام، بیابانگردی.
با تشکر.

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر

معنی nomadism
کلمه : nomadism
املای فارسی : نمدیسم
اشتباه تایپی : دخئشیهسئ
عکس nomadism : در گوگل

آیا معنی nomadism مناسب بود ؟           ( امتیاز : 96% )