برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
99 1441 100 1

no

/ˈnoʊ/ /nəʊ/

معنی: پاسخ نه، ابدا، نه خیر، خیر
معانی دیگر: مخفف:، شمال، شمالی، نه (پاسخ منفی - در برابر: آری یا بله yes)، هیچ (نشان منفی)، دیگر نه، به هیچ وجه، اصلا، رای منفی، نه گویی، جواب رد، (نمایش سنتی ژاپن) نو، (شیمی) نشان نوبلیم nobelium، adv : پاس  نه، منفی، مخالف

بررسی کلمه no

قید ( adverb )
(1) تعریف: a negative used as a denial, disagreement, or refusal.
متضاد: yes

- No, I don't want to go.
[ترجمه ترگمان] نه، من نمی‌خواهم بروم
[ترجمه گوگل] نه، نمی خواهم بروم
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

(2) تعریف: not at all; in no respect (used with the comparative).

- no worse than before
[ترجمه ترگمان] نه بدتر از قبل
[ترجمه گوگل] نه بدتر از قبل
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

(3) تعریف: used to present or emphasize a negative statement.

- I don't like it, no, not a bit.
[ترجمه ترگمان] من از این کار خوشم نمی‌اد، نه، یه ذره
[ترجمه گوگل] من آن را دوست ندارم، نه، نه کمی
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید
اسم ( noun )
حالات: noes, nos
...

واژه no در جمله های نمونه

1. no additives have been added to this jam
هیچگونه مواد افزودنی به این مربا زده نشده است.

2. no admittance
ورود ممنوع

3. no animal lives there
هیچ جانوری آنجا زیست نمی‌کند.

4. no breath of objection was heard
هیچ زمزمه‌ی مخالفتی شنیده نشد.

5. no chance at all of a prosperous issue
هیچگونه امکان پایان همراه با کامیابی

6. no cigarettes!
سیگار نکشید!

7. no country is strong enough to gainsay us
هیچ کشوری آنقدر نیرومند نیست که با ما مخالفت کند.

8. no date was stated in your invitaion
در دعوت نامه‌ی شما تاریخ قید نشده بود.

9. no defeat and disappointment seem to faze him
هیچ شکست و نومیدی او را دچار هراس نمی‌کرد.

10. no disrespect, but please take your shoes off before entering
اگر بی‌ادبی نباشد خواهشمندم هنگام ورود کفش خود را در بیاورید.

11. no earthly ruler can guarantee salvation in the life to come
هیچ فرمانروای دنیوی نمی‌تواند رستگاری آخرت را تضمین کند.

12. no enemy should be underestimated
دشمن نتوان حقیر و بیچاره شمرد

...

مترادف no

پاسخ نه (اسم)
no
ابدا (قید)
nowhere near , nohow , aught , never , nowise , anywise , no , not at all , eternally , whatever
نه خیر (لفظ)
no , not
خیر (لفظ)
no

معنی عبارات مرتبط با no به فارسی

(امریکا - عامیانه)، بی ارزش، به درد نخور، دورانداختنی
ورزش : پرتاب خطا
بی تاری
ابدا، هرگز، نه خیر
(عامیانه) 1- هرگز!، ابدا!، نه 2- قبول ندارم !، نمیشه !
1- بی شک، بی گمان 2- به احتمال زیاد، بی شک، بدون تردید
(عامیانه) بسیار، به حد زیاد
بسیار، زیاد
دشمن نتوان حقیر و بیچاره شمرد
بدون صرفه جویی در هزینه
(معمولا به صورت حرف ندا) منصفانه نیست، مطابق مقررات نیست
(بیمه اتومبیل و غیره که خسارات همه را بدون در نظر گرفتن اینکه مقصر با چه کسی بوده پرداخت می‌کند) بیمه‌ی بی‌تقصیر، (نوعی طلاق که بدون بررسی تقصیر احتمالی طرفین اعطا می‌شود) طلاق بی‌تقصیر
(در مکالمه) ابدا، اصلا نه، به هیچ وجه
نه کمتر از، کم نه، کم نبودند کسانی که
...

مخفف no

عبارت کامل: Norway
موضوع: مکان و موقعیت
پادشاهی نروژ (به نروژی: Norge، تلفظ: نُرگِه)‏ (به فارسی دری افغانستان: ناروی) کشوری است واقع در اروپای شمالی. پایتخت آن اسلو می باشد. جمعیت این کشور ۵ میلیون نفر و واحد پول آن کرون نروژ است.
کشور نروژ در غرب شبه جزیرهٔ اسکاندیناوی، غرب سوئد واقع شده و در سمت جنوب آن دریای شمال و در سمت غرب آن دریای نروژ قرار دارد. واژه نروژ به معنای «مسیر شمالی» است.
زبان نروژی در دو گویش خود، زبان رسمی این کشور است. نروژی یک زبان هندواروپایی از شاخهٔ زبان های ژرمنی است. وجود دو زبان در نروژ، باعث پیچیدگی مسائل زبانی این کشور شده است. این زبان ها، بوکمال (زبان کتابی)، که نزدیک به زبان دانمارکی است، و نینورسک (نروژی جدید)، که نزدیک به لهجهٔ شمال سوئد است نام دارند و هردوی این زبان ها از سال ۱۸۸۵ به عنوان زبان های رسمی نروژ شناخته شده اند.

معنی no در دیکشنری تخصصی

[شیمی] نوبلیم - عنصر تابشگر از سرى اکتینید ها
[برق و الکترونیک] normally open-معمولاً باز واژه ای که برای رله یا اتصالهای کلید به کار می رود کهدر حالت برق دار نبودن رله یا کلدیبسته می شوند تا مداری را قطع کنند .
[زمین شناسی] سنگدانه درشت
[زمین شناسی] بتن دانه درشت ، بتن بدون ریز دانه
[زمین شناسی] نوبلیم - موقعیت این عنصر در جدول تناوبی عبارت است از: - نام عنصر :Nobelium - شماره اتمی :102 - وزن اتمی :(259) - آرایش الکترونی :2-8-18-32-32-8-2 - نوع عنصر :خانواده اکتینیدها - دوره جدول تناوبی :7
[زمین شناسی] بتن بدون نشست ، بتن بدون اسلامپ
[ریاضیات] هیچ
[ریاضیات] نظریه ی بی طبقه
[عمران و معماری] تابلوی عبور وسیله نقلیه تجاری - ممنوع
[نساجی] عدم تباین
[عمران و معماری] بتن بدون ریزدانه - بتن بدون ماسه
[آب و خاک] مرز فاقد جریان
...

معنی کلمه no به انگلیسی

no
• negative answer; prohibition; one who votes against; negative vote, vote against; radioactive transuranic element synthesized by bombarding curium with carbon ions
• negative answer; not at all; not
• negative answer; not
no add ons
• without additions, with no extra fees
no admittance
• admittance is prohibited, it is forbidden to enter
no answer
• no response, no reply
no ball
• a no ball is a ball that is bowled in cricket or rounders in a way that is not allowed by the rules.
no basis for comparison
• nothing in common, no way to make a comparison
no big deal
• nothing very important, not a critical issue
no brokers
• without agents, without middlemen, without factors
no casualties were reported
• no injuries were reported, there is no notice of injured people
no chance
• no possibility, no prospect
no comment
• refusal to react to or to speak about a particular issue
no confidence
• in politics, a vote of no-confidence in a person or party that is in power is a vote to decide whether they should continue to hold office, especially when they have failed to deal with or solve particular problems.
no confidence motion
• vote expressing lack of confidence in the present government
no confidence vote
• vote expressing lack of confidence in the present government
no date
...

no را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

Amin
خیر،نه.نخیر
مصطفا
بدونِ
REDX
نه اصلا ابدا نه خیر نه نه...
رضا سعیدی
نه (عامیانه)nope
Mary
مخفف number (شماره،پلاک)
اسماء
نه -اصلا
محدثه فرومدی
هرگز
This is no accident= این هرگز تصادفی نیست
هیچ‌گونه
studies find no effect on urban form :
مطالعات هیچ‌گونه تاثیری را بر فرم شهری نشان نمی‌دهند
Kilva_N.warrior
نه
خیر
اصلا
به هیچ عنوان

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر

معنی no
کلمه : no
املای فارسی : نو
اشتباه تایپی : دخ
عکس no : در گوگل

آیا معنی no مناسب بود ؟           ( امتیاز : 99% )