برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
شبکه مترجمین ایران

no brainer

no brainer را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

شیرین زمانی
بدیهی
شکی درش نیست
چیزی که آنقدر واضح است که نیاز به فکر کردن ندارد
ایمان ملکی
- چیزی ساده که نیاز به فکر کردن کمی داشته باشد
Taking that job over the one I had was a no-brainer
- چیزی که انجام دادن یا فهمیدن آن بسیار ساده باشد
The decision to invest in the energy company was a no-brainer
Dr Noori
فکر کردن نمیخواد
عادل چایچیان
واضح، روشن، بدیهی، معلوم
محدثه فرومدی
(مثل) آب خوردن
Farzan
واضح، روشن
سمیرا
ساده انگارانه
سمیرا
ساده، پرواضح، مبرهن
علی
بی محتوا
کامران بهمنی
آشکار - بی نیاز به فکر کردن
فاروق
سهل‌الهضم؛ سهل الفهم. سهل الدرک

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

پارچه گرامی

توضیحات دیگر


آیا معنی no brainer مناسب بود ؟           ( امتیاز : 97% )