برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
99 1406 100 1

night

/ˈnaɪt/ /naɪt/

معنی: تاریکی، شب، غروب، شب هنگام، برنامه شبانه، خادم حبش، لیل، نزدیک بوقت خواب، نزدیک بوقت خواب
معانی دیگر: شب پس از روز معین، بعد از غروب، تاریکی شب، شبدیز، (مجازی) ظلمت، تاریکی جهل (یا غم یا انحطاط یا مرگ و غیره)، وابسته به شب، شبکار، شبانگاهی

بررسی کلمه night

اسم ( noun )
عبارات: night and day
(1) تعریف: the hours of darkness between sunset and dawn.
متضاد: day
مشابه: dark

- Most bats are active at night.
[ترجمه ترگمان] اکثر خفاش‌ها در شب فعال هستند
[ترجمه گوگل] اکثر خفاش ها در شب فعال هستند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید
- I woke up three times during the night.
[ترجمه ترگمان] در طول شب سه بار بیدار شدم
[ترجمه گوگل] من سه بار در طول شب بیدار شدم
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

(2) تعریف: the time when night begins; nightfall.

- In the winter, night comes earlier.
[ترجمه ترگمان] در زمستان، شب زودتر فرا می‌رسد
[ترجمه گوگل] در زمستان شب پیش می آید
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

(3) تعریف: the darkness during night.
مشابه: dark

...

واژه night در جمله های نمونه

1. night and day, she dinged it into my ears that i should get married
شب و روز در گوشم می‌خواند که باید زن بگیرم.

2. night attack
حمله‌ی شبانه،شبیخون

3. night came but did not bring along any rest
شب آمد ولی با خود آرامش نیاورد.

4. night cap
شب کلاه

5. night descends early in wintertime
در زمستان شب زود فرا می‌رسد.

6. night draws near
شب نزدیک می‌شود.

7. night had fled
شب سپری شده بود.

8. night school
مدرسه‌ی شبانه

9. night school
آموزشگاه شبانه

10. night shift
برنامه‌ی کار شبانه

11. night after night
هرشب،یک شب پس از شب دیگر،شب‌های متمادی

12. night and day
شب و روز،شبانه روز،بیست و چهار ساعته

13. . . . night and day there was exercise and repetition
(سعدی) . . . شب و روز تمرین و تکرار بود.

14. . . . night and day there was practice and repetition
...

مترادف night

تاریکی (اسم)
gloom , nigritude , dimness , mare , umbrage , night
شب (اسم)
evening , night , eve , nighttime , nox
غروب (اسم)
evening , vesper , sunset , night , gloaming , even fall , sundown
شب هنگام (اسم)
night , nightfall
برنامه شبانه (اسم)
night
خادم حبش (اسم)
night
لیل (اسم)
night
نزدیک بوقت خواب (اسم)
night
نزدیک بوقت خواب (صفت)
night

معنی عبارات مرتبط با night به فارسی

هرشب، یک شب پس از شب دیگر، شب های متمادی
شب و روز، شبانه روز، بیست و چهار ساعته
شبیخون
شبیخون
شبکوری، روز بینی، روز کوری، شب بینی
جغد، بوم، بلبل، هرزه، شبگرد
چون دردل شب سیاه
شبکور
(پزشکی) شبکوری
(گیاه شناسی) کاکتوس شب شکوف، کاکتوس اپیفیت ملکه ی شب (جنس های hylocereus و selenicereus)
شب دعوا کن
شب کلاه برای هنگام خوابیدن، عرق آخر شب که برای خواب آوردن نوشند
زیر زمینی که در آنجاپیاله فروشی کنندو مردم پست بدانجاروند
صندلی سورا  دار برای قضای حاجت در شب
جامه خواب، لباس خواب، جامه شبانه ب ...

معنی کلمه night به انگلیسی

night
• period of time between sunset and sunrise; darkness; end of the evening
• of the period of time between sunset and sunrise; of night; pertaining to the end of the evening
• the night is the part of each period of twenty-four hours when it is dark outside, especially the time when most people are sleeping.
• you also use night to refer to the period of time between the end of the afternoon and the time when you go to bed.
• if something happens day and night or night and day, it happens all the time without stopping.
• if you have an early night, you go to bed early. if you have a late night, you go to bed late.
night and day
• throughout the entire day and night, 24 hours a day
night bird
• person who runs a full schedule of nighttime activities
night blindness
• defect which limits or impairs night vision
night bomber
• airplane that carried special equipment for flying and releasing bombs at night
night campground
• area of land intended to hikers to sleep at night
night cap
• sleeping turban, small hat worn when going to sleep; small glass of wine that is drunk before going to sleep
night club
• establishment of late night entertainment (offering food, drink, music, and dancing)
night crawler
• earthworm, type of worm that burrows in soil
night curfew
• curfew that is in force during the night hours
night dress
• gown worn to bed, nightshirt
night editor
• editor who makes final re ...

night را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

ارشان
شب
AYK
شب
ebi
شبانگاه ، شباهنگام
محمد حسین کریمی
شبانگاه..... هنگام شب..........شب
امین
شبا نگاه،شب هنگام
Reza
یعنی شب و تلفظ آن نایت است که gh سایلنت است
این واژه در واقع آلمانی است و به انگلیسی منتقل شده. به آلمانی :نیخت در آلمانی gh صدای خ می‌دهد من دارم آلمانی میخونم میدونم. بهمین دلیله که gh سایلنته
tinabailari
شب🎎🎎
I slept for eight hours last night
دیشب هشت ساعت خوابیدم
Zahra
شبانگاه
لطفازرموفت نزنید
اینکه نوشتی ساعت هشت خوابیدم به ماهیچه ربطی نداره واینکه معنی کلمه رو خاسته نخواسته که ببینه تو ساعت چندخوابیدی
والا
Ayda Aria
night
(slang)
در مکالمه به تنهایی معنی شب خوش میدهد
i need to hit the hay . night
نیاز دارم ( باید ) بخوابم ...شب بخیر ( شب خوش )
فرهود
(slang)
Good night=

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر

معنی night
کلمه : night
املای فارسی : نایت
اشتباه تایپی : دهلاف
عکس night : در گوگل

آیا معنی night مناسب بود ؟           ( امتیاز : 99% )