برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
97 1432 100 1

night shift

واژه night shift در جمله های نمونه

1. She's on the night shift this week.
[ترجمه ترگمان]او در شیفت شب در شیفت شب است
[ترجمه گوگل]او این هفته در حال تغییر است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

2. When do you check on for your night shift?
[ترجمه ترگمان]شیفت شب کی رو چک می‌کنی؟
[ترجمه گوگل]برای تغییر شب خود چک کنید؟
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

3. We arrived and clocked on for the night shift.
[ترجمه ترگمان]ما وارد شیفت شب شدیم
[ترجمه گوگل]ما برای تغییر شبانه وارد شده ایم
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

4. He was assigned to straw-boss the night shift.
[ترجمه ترگمان]اون برای شیفت شب به رئیس دیگه واگذار شد
[ترجمه گوگل]او به نیویورک منتقل شد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

5. The night shift has / have just come off duty.
...

معنی کلمه night shift به انگلیسی

night shift
• group of workers that work through the night; hours they work
• a night shift is a period of work that is done regularly at night as part of a job, for example in a hospital or factory.

night shift را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

shokoh
شیفت شب
غزال سرخ
شیفت شب
نوبت شب
[کارگر یا کارمندِ] شبکار
Bang chan
شیفت شب
hananeh
شیفت شب

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر


آیا معنی night shift مناسب بود ؟           ( امتیاز : 97% )