برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
95 1406 100 1

next to

/nɛkst tʊ/ /ˈnekst tu/

1- در کنار، پهلوی، نزدیک، مجاور 2- تقریبا

بررسی کلمه next to

حرف اضافه ( preposition )
(1) تعریف: adjacent to or on one side of.

- We heard arguing coming from the apartment next to ours.
[ترجمه Sepideh] ما شنیدیم از اپارتمان نزدیک ما صدایی می اید
|
[ترجمه ترگمان] ما شنیدیم که از آپارتمان کنار ما بحث می‌کردند
[ترجمه گوگل] ما شنیده ایم که از آپارتمان کنار ما می آید
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید
- The chief of police sat next to the mayor at the dinner.
[ترجمه ترگمان] رئیس پلیس در کنار شهردار در کنار شهردار نشسته بود
[ترجمه گوگل] رئیس پلیس در کنار شارل در کنار شهردار نشست
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

(2) تعریف: following in degree.

- Next to Christmas, Thanksgiving is my favorite holiday.
[ترجمه Sepideh] تعطیلات مورد علاقه من کریسمس و عید شکر گزاری است
...

واژه next to در جمله های نمونه

1. Her job's so cushy: she does next to nothing and earns a fortune.
[ترجمه ترگمان]شغلش خیلی راحت است: او در کنار هیچ چیز دیگری زندگی می‌کند و ثروتی به دست می‌آورد
[ترجمه گوگل]کار او خیلی سرسخت است: او در کنار هیچ چیز کار نمی کند و ثروت را به دست می آورد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

2. Cleanliness is next to godliness.
[ترجمه ترگمان]تمیزی در کنار godliness است
[ترجمه گوگل]خلوص در کنار خداپرستی است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

3. It's next to the coffee shop.
[ترجمه ترگمان]کنار مغازه قهوه است
[ترجمه گوگل]این در کنار قهوه خانه است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

4. We piled plenty of logs up next to the fire.
[ترجمه ترگمان]ما یه عالمه هیزم جمع کردیم کنار آتش
[ترجمه گوگل]ما چندین سیاهه را در کنار آتش گرفتیم
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

...

معنی عبارات مرتبط با next to به فارسی

تقریبا نشدنی
تقریبا هیچ
زیر همه جامه ها، روی تن

معنی کلمه next to به انگلیسی

next to nothing
• almost nothing, nearly nothing

next to را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

Nn
کنار
سارا
بعد از
آراز فرشباف
بعد از
هانیه
The car next to cat.
ماشین کنار گربه است.
میلاد علی پور
نزدیک، تقریبا
Ah
کنار
Ah
کنار
محمد حسین کریمی
بعد از ....کنار ....در پهلوی
سوگند
کنار
متین صمیمی
کنار.....بعد از
متین صمیمی
کنار
Gzfb
کنار
آیدین
اطراف
Motahare
کنار
شهاب
بعدی
Hatef
در برابر
آمل .ب.خ
کلمه text toدر اصل معنی در کنار یا پهلو ولی عامیانه تر بیشتر معنی می دهددر کناره به پهلوی یا بغل..بغله
Rt
کنار مجاور نزدیک
jahanaks.blog.ir
به معنای عامیانه، بغل، کنار، پهلو

برای مثال؛ next to me، یعنی بغل من.
"بغل"در اینجا به معنای آغوش یا hug نیست، بلکه به معنی "کنار و پهلو" است.
Nematolah
نزدیک،کنار
فریدی
علاوه بر ...
hasti
کنار،نزدیک،پهلو
hasti
کنار ،نزدیک، پهلو
Mahdi
کنار عامیانه این کلمه است و در دیکشنری به طور کامل درباره آن توضیح داده شده است.

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر

معنی next to
کلمه : next to
املای فارسی : نکست تو
اشتباه تایپی : دثطف فخ
عکس next to : در گوگل

آیا معنی next to مناسب بود ؟           ( امتیاز : 95% )