برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
96 1468 100 1

neurological

/ˌnʊrəˈlɑːdʒɪkl̩/ /ˌnjʊərəˈlɒdʒɪkl̩/

وابسته به پی شناسی، یا درمان کردن ناخوشی های پی

واژه neurological در جمله های نمونه

1. Alzheimer's disease is a neurological disorder.
[ترجمه ترگمان]بیماری آلزایمر یک اختلال نورولوژیکی و عصبی است
[ترجمه گوگل]بیماری آلزایمر یک اختلال عصبی است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

2. The neurological symptoms then disappear by midmorning.
[ترجمه ترگمان]علائم عصبی بعد از ظهر ناپدید میشه
[ترجمه گوگل]علائم عصبی پس از نیمه صبح ناپدید می شوند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

3. Neurological, according to a Western diplomat.
[ترجمه ترگمان]با توجه به یک دیپلمات غربی
[ترجمه گوگل]به گفته یک دیپلمات غربی، عصبی
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

4. Neurological examination showed reduced pinprick sensation in both feet.
[ترجمه ترگمان]معاینه عصبی اثر pinprick را در هر دو پا کاهش داد
[ترجمه گوگل]معاینه عصبی نشان داد که احساس خستگی در هر دو پا کاهش می یابد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ...

معنی کلمه neurological به انگلیسی

neurological
• of the nervous system; of neurology (study of the nervous system)
• neurological is used to describe things relating to the nervous system; a medical term.
neurological disease
• disease of the nervous system

neurological را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

نیما وکیل زاده
مربوط به آناتومی، عملکرد و اختلالات عصبی و سیستم اعصاب
الهام میرززایی
روانیزدایی
مرتضی بزرگیان
عصب‌شناختی

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر

معنی neurological
کلمه : neurological
املای فارسی : نورلگیکل
اشتباه تایپی : دثعقخمخلهزشم
عکس neurological : در گوگل

آیا معنی neurological مناسب بود ؟           ( امتیاز : 96% )
شبکه مترجمین ایران