برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
95 1620 100 1
شبکه مترجمین ایران

neoplastic


وابسته به نو دشتاری، نودشتارانه

واژه neoplastic در جمله های نمونه

1. Three patients developed fibrous or neoplastic strictures after radiotherapy.
[ترجمه ترگمان]سه بیمار strictures فیبری یا neoplastic را پس از radiotherapy توسعه دادند
[ترجمه گوگل]سه بيمار بعد از راديوتراپي فيبروز يا رشته هاي نئوپلاستيک ايجاد کردند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

2. Compared with invasive carcinoma, intraepithelial neoplastic lesions harbour a greater diversity of human papillomavirus types.
[ترجمه ترگمان]در مقایسه با carcinoma تهاجمی، ضایعات intraepithelial neoplastic باعث ایجاد تنوع بیشتر انواع papillomavirus انسانی می‌شود
[ترجمه گوگل]در مقایسه با کارسینومای مهاجم، ضایعات نئوپلاستی داخل اپیتلیال تنوع بیشتری را در انواع ویروس های پاپیلومای انسانی به وجود می آورد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

3. The neoplastic fibroblastic cells resembled the reactive fibroblasts by containing fine chromatin and small distinct nucleoli without cellular atypia or mitotic figures.
[ترجمه ترگمان]سلول‌های neoplastic neoplastic شبیه فیبروبلاست های واکنشی بودند که حاوی chromatin خوب و nucleoli متمایز کوچک بدون atypia سلولی یا اشکال غیرمستقیم بود
[ترجمه گوگل]سلولهای فیبروبلاستی نئوپلاستیک، حاوی فیبروبلاست های واکنشی بودند که حاوی کروماتین خوب و نوکلئون مجزا کوچک بودند بدون آنتیپی سلولی یا ارقام میتوز
[ترجمه شما] ...

معنی کلمه neoplastic به انگلیسی

neoplastic
• (pathology) of a neoplasm (abnormal tissue growth, tumor)

neoplastic را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

Azin
در پزشکی توموریا غده سرطانی

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

پارچه گرامی

تازه ترین پیشنهادها

توضیحات دیگر

معنی neoplastic

کلمه : neoplastic
املای فارسی : نئوپلستیک
اشتباه تایپی : دثخحمشسفهز
عکس neoplastic : در گوگل

آیا معنی neoplastic مناسب بود ؟           ( امتیاز : 95% )