برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
95 1617 100 1
شبکه مترجمین ایران

negotiation

/nɪˌɡoʊʃɪˈeɪʃn̩/ /nɪˌɡəʊʃɪˈeɪʃn̩/

معنی: مذاکره
معانی دیگر: گفتگو، جستار، بحث، (معمولا جمع) چک و چانه، مذاکرات، جروبحث، (اوراق بهادار و غیره) داد و ستد، انتقال

بررسی کلمه negotiation

اسم ( noun )
(1) تعریف: (often pl.) mutual discussions intended to produce an agreement.
مترادف: bargaining, deliberation, dialogue, parley
مشابه: agreement, collective bargaining, compromise, dickering, palaver, summit, talk

(2) تعریف: an act or instance, or the process, of negotiating.
مترادف: deliberation, dialogue
مشابه: agreement, chaffer, compromise, deal, dicker, haggling, mediation, settlement, tradeoff, treaty

واژه negotiation در جمله های نمونه

1. they averted war by skillful negotiation
آنان با مذاکرات ماهرانه از وقوع جنگ جلوگیری کردند.

2. hassan and i were deputed to enter into negotiation with them
به حسن و من نمایندگی دادند که با آنها وارد مذاکره شویم.

3. the president's jawboning forced the two sides to return to the negotiation table
فشار رئیس جمهور طرفین را مجبور کرد که دوباره به میز مذاکره باز گردند.

4. The price is a matter of/for negotiation.
[ترجمه ترگمان]قیمت یک موضوع مذاکره \/ مذاکره است
[ترجمه گوگل]قیمت مربوط به مذاکره است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

5. These proposals represent a realistic starting point for negotiation.
[ترجمه هیئت علمی] این پیشنهادها یک نقطه شروع واقعی برای مذاکره را ارائه می کند.|
[ترجمه ترگمان]این پیشنهادها نقطه شروع واقع گرا برای مذاکره هستند
[ترجمه گوگل]این پیشنهادات یک نقطه شروع واقع بینانه برای مذاکره است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ...

مترادف negotiation

مذاکره (اسم)
talk , consultation , debate , discussion , parley , conference , colloquy , negotiation , interview

معنی negotiation در دیکشنری تخصصی

[حسابداری] مذاکره ؛ مبادله
[حقوق] مذاکرات، معامله
[برق و الکترونیک] مذاکره بر روی گزینه ها

معنی کلمه negotiation به انگلیسی

negotiation
• debate between two parties for the purpose of reaching an agreement; haggling, bargaining; act of passing an obstacle; method for connecting two computers or arranging data transfer between them (computers)
• negotiations are discussions that take place between people with different interests, in which they try to reach an agreement. count noun here but can also be used as an uncount noun. e.g. we need to allow more time for negotiation.
negotiation fee
• sum of money charged for a money transfer, sum of money paid to a person who performs a bank transaction for someone
collective negotiation
• negotiations between an employer and labor union representatives concerning an improvement of work conditions or wages

negotiation را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

بابک
۱. چانه زنی.
فنون چانه زنی در هر مبادله را می گویند.
۲. مذاکره هم معنی می شود
ایرزاد
negotiation
این واژه ای آریایی اروپایی است :
negotiation : ne- got-ia-tion
ne = پیشوند : نِ در : نِگَریستن، نِوِشتَن ، نِشَستَن...
go/ got = گو، گوی ، گُفت ، گُفتَن
ia = میانوند
tion = پسوند : اِش مانند : رَوِش، آموزِش ، آرامِش...
در پارسی باستان و میانه : اِشن بوده است که وات "ن" با گذشت زمان می افتد.
گرته بَرداری = نِگویِش ، نِگُفت، نِگویاک
ستود( تعریف) : پیشوند "نِ" به سوی پایین مینه میدهد و به گونه مگاشی( مجازی) : ژرف و در این فِتاد( مورد) :
گفت و گوی ژرف ( مذاکرات عمیق)
پیش نهادات ( پسوند فُزونش " آ ت " پارسی ست )
نِگویش، نِگفت ، نِگفتار ، نِگویاک
بنین
هیچ چیزی نیومد که

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

پارچه گرامی

توضیحات دیگر

معنی negotiation

کلمه : negotiation
املای فارسی : نگتیتین
اشتباه تایپی : دثلخفهشفهخد
عکس negotiation : در گوگل

آیا معنی negotiation مناسب بود ؟           ( امتیاز : 95% )