برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
94 1406 100 1

need

/ˈniːd/ /niːd/

معنی: نیاز، ایجاب، لزوم، نیازمندی، نیستی، احتیاج، بایستگی، حاجت، نیاز داشتن، نیازمند بودن، در احتیاج داشتن، محتاج بودن
معانی دیگر: بایست، دربایست، دروای، چیزضروری، کاستی، کمبود، درماندگی، بی چیز، تنگدستی، فقر، لازم داشتن، بایستن

بررسی کلمه need

اسم ( noun )
(1) تعریف: a requirement or obligation.
مترادف: essential, must, necessary, obligation, requirement, requisite, sine qua non
مشابه: call, desideratum, duty, necessity, want

- A baby has many needs that must be fulfilled by parents or caregivers.
[ترجمه ترگمان] کودک نیازهای زیادی دارد که باید توسط والدین و یا مراقبان انجام شود
[ترجمه گوگل] یک کودک نیازهای زیادی دارد که باید توسط والدین یا مراقبان انجام شود
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید
- Many kids feel a need to rebel.
[ترجمه ترگمان] بسیاری از کودکان نیاز به شورش دارند
[ترجمه گوگل] بسیاری از بچه ها نیاز به شورشی دارند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید
- They make just enough money to take care of their basic needs.
[ترجمه ترگمان] آن‌ها پول کافی برای مراقبت از نیازهای اولیه خود کسب می‌کنند
[ترجمه گوگل] آنها فقط پول کافی برای مراقبت از نیازهای اولیه خود می گیرند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

• (2) ...

واژه need در جمله های نمونه

1. need is the greatest agent of change
نیاز بزرگ ترین عامل تغییر است.

2. a need for improvement
نیاز به بهسازی

3. children need milk
کودکان به شیر نیاز دارند.

4. he need not come
نیازی به آمدن او نیست.

5. i need more time to reflect on the problem which you have presented
نیاز به وقت بیشتری دارم تا درباره‌ی مسئله‌ای که مطرح کرده‌اید تفکر کنم.

6. i need neither the government's help nor its hindrances
نه به کمک دولت نیاز دارم و نه به اشکال تراشی‌های آن.

7. i need nothing else
چیز دیگری نیاز ندارم.

8. i need somebody to tell me what is what
نیاز دارم که کسی مرا راهنمایی کند.

9. i need time to orient myself with this new environment
برای اینکه خودم رابا این محیط تازه تطبیق بدهم،احتیاج به زمان دارم.

10. i need to iron my pants
لازم است شلوارم را اطو بزنم.

11. i need your guidance
به راهنمایی شما نیاز دارم.

12. no need to give a rehearsal of details
نیازی به بازگویی جزئیات نیست.

13. no need to immer ...

مترادف need

نیاز (اسم)
demand , want , requirement , need , necessity
ایجاب (اسم)
exigency , requirement , need
لزوم (اسم)
supply , incumbency , need , necessity , indigence , requisiteness
نیازمندی (اسم)
requirement , need , necessity , indigence
نیستی (اسم)
naught , nullity , inexistence , nothing , need , inexistency
احتیاج (اسم)
lack , requirement , need , necessity , penury , requisite
بایستگی (اسم)
need , necessity
حاجت (اسم)
wish , want , need
نیاز داشتن (فعل)
require , need
نیازمند بودن (فعل)
need
در احتیاج داشتن (فعل)
need
محتاج بودن (فعل)
want , need

معنی عبارات مرتبط با need به فارسی

نیازمندی مبرم
در صورت نیازمندی
احتیاج مبرم
احتیاجمبرم

معنی کلمه need به انگلیسی

need
• necessity, requirement; shortage of an indispensable item; distress, hardship
• require; be in distress, be under hardship; be obligated
• if you need something or need to do it, it is necessary for you to have it or to do it.
• if you say that something need not happen, or that someone need not do something, you are saying that there is no good reason for it to happen.
• if something needs a particular action or if an action needs doing, this action is necessary.
• your needs are the things you need for a satisfactory or comfortable life.
• a need is also a strong feeling that you must have or do something.
• you use if need be to say that an action will be carried out if it is necessary.
• if someone or something is in need of something, they need it.
• people in need do not have enough money, or require help of some kind.
need the spur
• need incentive, require motivation
be in dire need
• need desperately, need something urgently
friend in need
• true and dependable friend, one who is a friend even during hard times
in need
• during an hour of need, in times of trouble
in time of need
• in times of trouble
obsessive need
• pressing need that is impossible to ignore
there is no need
• you do not need to, you do not have to, you should not
this is just what i need
• this is the last thing that i need, i don't need this, i don't want this

need را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

علیرضا رحمتی
a situation in which you must have or do sth
i'm really in need of money
Sama
نیاز داشتن😘
Reihaneh
احتیاج داشتن
عرفان
میل داشتن
سهیلا
ملزم به
علیرضا کلانتر
نیاز، نیاز داشتن، الزام
ميثم عظيمي
You need love to for live
شما براي زندگي به عشق نياز داريد
هستی فروهرمنش
نیازمند
محدثه
شما به عشق احتیاج دارید
You need love
سارا کاووسی
I don't need your money
من پولتو لازم ندارم.
یگانه
مستحق بودن
Ftmh!🔥
نیاز داشتن!لازم داشتن👽🇧🇷
محمد حسین کریمی
فکر کردن.... فکر
علیرضا چشمه قصابانی
I need some chalk
من یک مقدار کچ می خواهم
علیرضا چشمه قصابانی
I need some chalk
من یک مقدار کچ نیاز دارم
🖤Ayda🖤
نیاز داشتن
Iman💕🌷
احتیاج داشتن.نیاز داشتن
Ali1
نیاز داشتن
Mohammad
خواستن از روی احتیاج
jojo
معنای نیاز داشتنو میده
aking
لازم داشتن
Aylin
اگر کسی از شما بپرسد(چی لازم دارید)

به انگلیسی (What do you need)
معنی چی لازم دارید.....
پس need می‌شود لازم دارید یا داریم..... 👌🏻👍🏻

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر

معنی need
کلمه : need
املای فارسی : نید
اشتباه تایپی : دثثی
عکس need : در گوگل

آیا معنی need مناسب بود ؟           ( امتیاز : 94% )