برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
98 1567 100 1
شبکه مترجمین ایران

navigator

/ˈnævəˌɡetər/ /ˈnævɪɡeɪtə/

معنی: دریا نورد، کشتیران، هدایتگر
معانی دیگر: ناوبر، افسر راه، رهیاب، کاشف

بررسی کلمه navigator

اسم ( noun )
• : تعریف: a person who practices the art of navigation.

واژه navigator در جمله های نمونه

1. The reputation of the navigator is under assault from historical revisionists.
[ترجمه ترگمان]شهرت of در حال تجاوز از revisionists تاریخی است
[ترجمه گوگل]شهرت ناوبر تحت تجاوز از روحانیت تاریخی است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

2. He wasn't good navigator, so it is necessary that the coastline remain in sight as he moved from one harbor to the next.
[ترجمه ترگمان]او راهنمای خوبی نبود، بنابراین لازم است که وقتی از یک بندر تا بعدی حرکت کند، خط ساحلی در دیدرس باقی بماند
[ترجمه گوگل]او ناوبر خوب نیست، بنابراین لازم است که خط ساحلی باقی می ماند از آنجا که او از یک بندر به سمت دیگر منتقل می شود
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

3. The navigator charted the course of the ship.
[ترجمه ترگمان]The، مسیر کشتی را نشان داد
[ترجمه گوگل]ناوبر مسیر کشتی را به نمایش گذاشت
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

4. He became an RAF navigator during the war.
[ترجمه ترگمان]در طول جنگ، تبدیل به an RAF شد
[ترجمه گوگل]او در طول جنگ ناوبر RAF شد
...

مترادف navigator

دریا نورد (اسم)
sailor , seafarer , mariner , sailer , navigator , seagoing , shipper , seagoer
کشتیران (اسم)
mariner , navigator
هدایتگر (اسم)
navigator

معنی navigator در دیکشنری تخصصی

[کامپیوتر] مرور گر وب که netscape آن را ارائه کرده و غالباً به netscape معروف است .
[کامپیوتر] تسهیلات شبکه ای معروف برای چندین نوع کامپیوتر این تسهیلات را شرکت مخابرایت ، netscape ساخته است . http:// www.netscaps . com این تسهیلات شکبه ای شامل برنامهی viewers برای قالبهای گرافیکی گوناگون است و جدیدترین نسخه آن برنامهjava راپیشتیبانی می کند . نگاه کنید به java HTML , world , wide web .
[برق و الکترونیک] ناوبر راداری شخص آشنا به ناوبری راداری .

معنی کلمه navigator به انگلیسی

navigator
• internet browser by the american company "netscape" (competitor of the explorer program by microsoft)
• one who navigates; person who plans or directs the course of a naval vessel or an aircraft
• a navigator is someone who works out the direction in which a ship, aeroplane, or a car should go.
bombardier | navigator
• bn, co-pilot in a u.s. air force bomber that is responsible for navigating the airplane and directing it toward the target
missing air force navigator
• navigator of the military air unit that has disappeared
missing navigator
• military navigator that has disappeared

navigator را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

ناصر
راهبر، راه بر

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

تازه ترین پیشنهادها

توضیحات دیگر

معنی navigator

کلمه : navigator
املای فارسی : نویگتور
اشتباه تایپی : دشرهلشفخق
عکس navigator : در گوگل

آیا معنی navigator مناسب بود ؟           ( امتیاز : 98% )