برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
94 1579 100 1
شبکه مترجمین ایران

nattily


بطور اراسته و قشنگ، از روى زبر دستى، ماهرانه

واژه nattily در جمله های نمونه

1. Then Jack Scamp appeared from inside the Mimosa, nattily dressed in white shirt, dark tie and dark blazer.
[ترجمه ترگمان]بعد، جک scamp از داخل Mimosa ظاهر شد، nattily با پیراهن سفید، کراوات تیره، کراوات تیره و کت تیره
[ترجمه گوگل]سپس جک اسمام از داخل Mimosa ظاهر شد، به طور طبیعی در پیراهن سفید، کراوات تیره و کت و شلوار تیره لباس پوشید
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

2. Later, sitting at the interview table alongside the nattily dressed Derek Fisher, Artest looked like he had just finished working on his car.
[ترجمه ترگمان]بعدها، پشت میز مصاحبه، در کنار the، درک فیشر، انگار تازه کارش را روی اتومبیلش تمام کرده بود
[ترجمه گوگل]بعدا، در صندلی مصاحبه نشسته در کنار لباس Derek Fisher، Artest به نظر می رسید که کار خود را بر روی ماشین انجام داده است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

3. It was arranged carefully and nattily.
[ترجمه ترگمان]آن را با دقت و دقت چیده بودند
[ترجمه گوگل]این دقت و کمیاب مرتب شده بود
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

4. But don't get tangled: Gasol's a key player, one of the most adept power forwards in the leag ...

معنی کلمه nattily به انگلیسی

nattily
• in a pleasing manner; in an organized fashion; smartly, neatly

nattily را به اشتراک بگذارید

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر

معنی nattily

کلمه : nattily
املای فارسی : نتیلی
اشتباه تایپی : دشففهمغ
عکس nattily : در گوگل

آیا معنی nattily مناسب بود ؟           ( امتیاز : 94% )