برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
99 1577 100 1
شبکه مترجمین ایران

nastiness


ناپاکی - کثافت - نفرت انگیزی - بدی - زشتی - تهوع آوری

واژه nastiness در جمله های نمونه

1. As the years went by his nastiness began to annoy his readers.
[ترجمه ترگمان]همان‌طور که سال‌ها گذشت و شرارت او شروع به annoy خوانندگان کرد
[ترجمه گوگل]همانطور که سالها با بیداری او شروع شد، خوانندگانش را آزار می داد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

2. Nastiness is only really relevant when there is a threat of social and economic meltdown.
[ترجمه ترگمان]nastiness تنها زمانی مرتبط است که تهدیدی برای بحران اجتماعی و اقتصادی وجود داشته باشد
[ترجمه گوگل]تهدید جدی اجتماعی و اقتصادی به شدت در ارتباط است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

3. Her nastiness really threw me.
[ترجمه ترگمان] گند کاری‌های اون واقعا منو پرت کرد
[ترجمه گوگل]سرسختی او واقعا مرا انداخت
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

4. Clinton, sweeping smoothly over the recent nastiness, this week presented his friend as the visionary of a new Middle East.
[ترجمه ترگمان]کلینتون، که به نرمی بر روی پلیدی اخیر مسلط شده بود، این هفته دوستش را به عنوان رویایی از خاورمیانه جدید معرفی کرد
[ترج ...

معنی کلمه nastiness به انگلیسی

nastiness
• dirtiness, filth; evil, maliciousness; wretchedness, state of being disgusting; severeness, extremeness; obscenity

nastiness را به اشتراک بگذارید

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

تازه ترین پیشنهادها

توضیحات دیگر

معنی nastiness

کلمه : nastiness
املای فارسی : نستینس
اشتباه تایپی : دشسفهدثسس
عکس nastiness : در گوگل

آیا معنی nastiness مناسب بود ؟           ( امتیاز : 99% )