برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
95 1575 100 1
شبکه مترجمین ایران

nasser

/ˈnæsər/ /ˈnæsə/

جمال عبدالناصر (رئیس جمهور مصر)

واژه nasser در جمله های نمونه

1. nasser carefully calculated the amount he owed
ناصر مبلغ بدهی خود را دقیقا حساب کرد.

2. nasser khan gained the fortune that he was seeking
ناصرخان ثروتی را که در پی آن بود به دست آورد.

3. nasser khosrove wrote a book about his travels
ناصر خسرو کتابی درباره‌ی سفرهای خود نوشت.

4. nasser teaches mathematics
ناصر ریاضیات درس می‌دهد.

5. In 1956 Nasser nationalized the Suez Canal.
[ترجمه ترگمان]ناصر در سال ۱۹۵۶ کانال سوئز را ملی کرد
[ترجمه گوگل]در سال 1956، ناصر کانال سوئز را ملی کرد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

6. By February 195 Nasser was ready to conclude the deal.
[ترجمه ترگمان]ناصر در ماه فوریه آماده بود تا قرارداد را به پایان برساند
[ترجمه گوگل]تا فوریه 195 ناصر آماده بود تا معامله را انجام دهد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

7. Nasser Hussain, the England team captain, was injured in the game against the West Indies.
[ترجمه ترگمان]ناصر حسین کاپیتان تیم انگلیس در بازی مقابل هند غربی زخمی شد
...

معنی کلمه nasser به انگلیسی

nasser
• arabic name; gamal abdel nasser (1918-1970), egyptian army officer and political leader, second president of egypt (1956-1970)
gamal abd al nasser
• (1918-1970) egyptian army officer and political leader, second president of egypt (1956-1970)
lake nasser
• lake formed on the nile river south of the aswan dam

nasser را به اشتراک بگذارید

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

تازه ترین پیشنهادها

توضیحات دیگر

معنی nasser

کلمه : nasser
املای فارسی : ناصر
اشتباه تایپی : دشسسثق
عکس nasser : در گوگل

آیا معنی nasser مناسب بود ؟           ( امتیاز : 95% )