برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
96 1572 100 1
شبکه مترجمین ایران

nasopharynx

/nəˈsɑːfərɪŋks/ /nəˈsɑːfərɪŋks/

(کالبد شناسی) بینی و حلق، بینی - گلویی، بینی گلویی

واژه nasopharynx در جمله های نمونه

1. Objective To probe into the value of nasopharynx lateral film in the diagnosis of adenoidal hypertrophy.
[ترجمه ترگمان]هدف تحقیق در مورد ارزش فیلم افقی nasopharynx در تشخیص adenoidal hypertrophy
[ترجمه گوگل]هدف: در بررسی تشخیصی هیپرتروفی آدنوئیدی، ارزش جانبی فیلم نازوفارنکس را بررسی کنید
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

2. Respiratory difficulty is due to obstruction to the nasopharynx by secretions and vomitus.
[ترجمه ترگمان]مشکل تنفسی ناشی از ممانعت از nasopharynx با ترشح و vomitus است
[ترجمه گوگل]دشواری تنفسی به علت انسداد نازوفارنکس توسط ترشحات و استفراغ است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

3. Is Beijing earliest ear nasopharynx laryngology, first elected branch director holds the post by Professor Deng Zecai third-level.
[ترجمه ترگمان]Is earliest اولین رئیس شاخه پکن است که توسط پروفسور Deng Zecai مقام سوم را در دست دارد
[ترجمه گوگل]اولين لارنگولوژي نازوفارنکس گوش پکن، نخستين مدير شاخه انتخابي است که توسط پروفسور دنگ زکاي در سطح سوم برگزار مي شود
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

4. The apparatus can detect the actual ...

معنی کلمه nasopharynx به انگلیسی

nasopharynx
• upper pharynx (anatomy)

nasopharynx را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

Emahmoodi
قسمتی از حلقوم که در عقب بینی واقع شده است

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر

معنی nasopharynx

کلمه : nasopharynx
املای فارسی : نازوفارنکس
اشتباه تایپی : دشسخحاشقغدط
عکس nasopharynx : در گوگل

آیا معنی nasopharynx مناسب بود ؟           ( امتیاز : 96% )