برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
97 1578 100 1
شبکه مترجمین ایران

nascence


معنی: مقدم، تولد، تازه پیدا شدگی، نوظهوری و آغازی
معانی دیگر: nascency : تازه پیدا شدگی، نوظهوری و اغازی

مترادف nascence

مقدم (اسم)
arrival , emergence , incipience , nascence
تولد (اسم)
get , birth , nascence , nascency , geniture
تازه پیدا شدگی (اسم)
nascence , nascency
نوظهوری و آغازی (اسم)
nascence , nascency

معنی کلمه nascence به انگلیسی

nascence
• beginning of existence; origin; process of being born; condition of being in a newly developed form

nascence را به اشتراک بگذارید

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر

معنی nascence

کلمه : nascence
املای فارسی : نسکنک
اشتباه تایپی : دشسزثدزث
عکس nascence : در گوگل

آیا معنی nascence مناسب بود ؟           ( امتیاز : 97% )