برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
97 1569 100 1
شبکه مترجمین ایران

nasally


تو دماغی، از بینی

واژه nasally در جمله های نمونه

1. Nasally inhaling oxytocin also magnifies men's memories of their mothers as being either supportive or not, Bartz says.
[ترجمه ترگمان]Bartz می‌گوید که تنفس inhaling نیز خاطرات مردان از مادران خود را بزرگ نشان می‌دهد و یا حامی آن‌ها است یا خیر
[ترجمه گوگل]بارتز می گوید: 'درمانی استنشاقی اکسایتوسین همچنین خاطرات مردان را در مورد مادران خود به عنوان حامی یا نه حمایت می کند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

2. If you operate apt word, stick nasally with this, not only can pull out black head, and OK and contractive pore, the bazoo that won't buy with you is stuck like pull pore big.
[ترجمه ترگمان]اگر یک کلمه مناسب عمل کنید، با این کار به آن دقت کنید، نه تنها می‌تواند سر سیاه را بیرون بکشد، و با این وجود، the که با شما خرید نمی‌کنند مثل کشیدن یک حفره بزرگ است
[ترجمه گوگل]اگر شما کلمه مناسب را اجرا کنید، با استفاده از این قلم به صورت بینی، نه تنها می توانید سر سیاه و سفید را بیرون بکشید، بلکه خوب و ضخامت انقباضی است، باسو که با شما خرید نمی کند، همانند منشا بزرگ است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

3. Can be in charge of nasally when necessary attract, but attract a movement to want light, do not injure bronchus mucous membrane.
[ترجمه ترگمان]در صورت نیاز به جذب، می‌تواند مسئول nasally باشد، اما برای جذب نور یک حرکت را جذب کند، به غشا مخاطی آسیب نرسانید
...

معنی کلمه nasally به انگلیسی

nasally
• through the nose, in a nasal manner

nasally را به اشتراک بگذارید

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

تازه ترین پیشنهادها

توضیحات دیگر

معنی nasally

کلمه : nasally
املای فارسی : نسللی
اشتباه تایپی : دشسشممغ
عکس nasally : در گوگل

آیا معنی nasally مناسب بود ؟           ( امتیاز : 97% )