برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
95 1578 100 1
شبکه مترجمین ایران

nasal

/ˈneɪzl̩/ /ˈneɪzl̩/

معنی: خیشومی، وابسته به بینی، وابسته به منخرین
معانی دیگر: دماغی، (زبان شناسی) خیشومی، غنه ای، تودماغی، حرف خیشومی (مانند n و m)

بررسی کلمه nasal

صفت ( adjective )
(1) تعریف: of or relating to the nose.

(2) تعریف: of, pertaining to, or resembling speech sound produced by forcing air through the nose.

- a nasal twang
[ترجمه ترگمان] بینی تو دماغی شده بود
[ترجمه گوگل] یک نوک بینی
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید
اسم ( noun )
مشتقات: nasally (adv.), nasality (n.)
• : تعریف: a sound produced nasally.

واژه nasal در جمله های نمونه

1. nasal cavities
حفره‌های بینی

2. a nasal sound
صدای خیشومی

3. his nasal passages are closed
مجراهای بینی او مسدود است.

4. the nasal cavity
حفره‌ی بینی

5. this drug will clear his nasal passages
این دارو مجراهای بینی او را خواهد گشود.

6. Every person has two nasal orifices.
[ترجمه ترگمان]هر فرد دارای دو بینی بینی است
[ترجمه گوگل]هر فرد دارای دو سوراخ بینی است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

7. This spray helps to ease nasal congestion.
[ترجمه ترگمان]این اسپری به رفع گرفتگی بینی کمک می‌کند
[ترجمه گوگل]این اسپری به کاهش تراکم بینی کمک می کند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

8. Her voice took on a nasal whine of complaint.
[ترجمه ترگمان]صدایش با ناله دماغی و شکایت آمیز شکایت می‌کرد
[ترجمه گوگل]صدای او بر روی یک شکایت بینی قرار گرفت
[ترجمه شما] ...

مترادف nasal

خیشومی (صفت)
nasal , rhinal
وابسته به بینی (صفت)
nasal , rhinal
وابسته به منخرین (صفت)
nasal

معنی عبارات مرتبط با nasal به فارسی

(جمجمه سنجی) ضریب بینی، نمایه ی بینی (نسبت عرض بینی به طول آن ضربدر 100)
وابسته بگلووبینى

معنی کلمه nasal به انگلیسی

nasal
• speech sound that is produced through the nose (phonetics); nose guard attached to a helmet; medication administered via the nose; either of the two bones that form the bridge of the nose
• of the nose, nose-like; pronounced through the nose
• you produce nasal sounds when air passes through your nose and mouth when you speak.
• nasal also means relating to your nose.

nasal را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

مهساجنابی
مربوط ب بینی
مریم
گرفتگی بینی
حسن اشرف زاده
بینی،دماغ،
گرفتگی بینی=nasal congestion
امید روحانی
دماغی
The air passage can be manipulated in a number of ways by the tongue. The
area above the larynx can be opened, fully closed, or partially closed, with each
position producing a different sound. If partially closed, air goes through the
nose, making a "nasal" sound.

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر

معنی nasal

کلمه : nasal
املای فارسی : نسال
اشتباه تایپی : دشسشم
عکس nasal : در گوگل

آیا معنی nasal مناسب بود ؟           ( امتیاز : 95% )