برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
96 1577 100 1
شبکه مترجمین ایران

narrator

/ˈneretər/ /nəˈreɪtə/

معنی: سخنگو، گوینده، راوی، گوینده داستان
معانی دیگر: (کسی که داستانی را می گوید یا می نویسد) داستان سرا، داستان نویس، داستان گو، نقال، (رادیو و تلویزیون) گوینده

بررسی کلمه narrator

اسم ( noun )
(1) تعریف: a person who tells a story.

(2) تعریف: one who reads text or gives a running commentary accompanying a presentation or performance such as a play.

(3) تعریف: a character or one who acts as a character in a play, novel, or the like and who describes and relates the action through asides, the first person, or the like.

واژه narrator در جمله های نمونه

1. the narrator of the book moby dick is a sailor named ishmail
داستان‌گوی کتاب موبی‌دیک ملوانی بنام اسماعیل است.

2. Suddenly, the narrator speaks in his most rhetorically elevated mode.
[ترجمه ترگمان]ناگهان گوینده در بهترین حالت با فصاحت خود صحبت می‌کند
[ترجمه گوگل]ناگهان، راوی خود را در حالت افراطی خود بالا می برد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

3. He listens and waits for the narrator to explain more.
[ترجمه ترگمان]او گوش می‌دهد و منتظر است که گوینده داستان را توضیح دهد
[ترجمه گوگل]او گوش می دهد و منتظر می شود راوی را توضیح دهد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

4. The novel has an omniscient narrator.
[ترجمه ترگمان]رمان یک راوی می‌داند
[ترجمه گوگل]این رمان دارای یک روایت شناخته شده است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

5. Jules, the story's narrator, is an actress in her late thirties.
[ترجمه ترگمان]جولز، راوی داستان، در اواخر سنین سی‌سالگی یک بازیگر است
...

مترادف narrator

سخنگو (اسم)
announcer , speaker , broadcaster , narrator , talker , spokesman , newsreader , newscaster , mouthpiece , elocutionist , spieler , newsperson , prolocutor , talking head
گوینده (اسم)
announcer , speaker , teller , broadcaster , narrator , talker
راوی (اسم)
narrator , storyteller
گوینده داستان (اسم)
narrator

معنی narrator در دیکشنری تخصصی

[سینما] خلاصه داستان - راوی (گوینده ) - روایتگر - فیلم گو - گوینده یا شرح دهنده فیلم

معنی کلمه narrator به انگلیسی

narrator
• person who narrates; storyteller; one who reads narration or descriptive text in between the acts of a play (also narrater)
• a narrator is someone who is telling a story, especially in a book.
• in a documentary film or broadcast, the narrator is the person who accompanies and explains the pictures with a spoken commentary.

narrator را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

Mary-hb
راوی داستان.گوینده داستان
K.A
راوی . گوینده

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

تازه ترین پیشنهادها

توضیحات دیگر

معنی narrator

کلمه : narrator
املای فارسی : نررتر
اشتباه تایپی : دشققشفخق
عکس narrator : در گوگل

آیا معنی narrator مناسب بود ؟           ( امتیاز : 96% )