برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
94 1580 100 1
شبکه مترجمین ایران

naris


منخرین، سورا  بینی مهره داران

بررسی کلمه naris

اسم ( noun )
حالات: nares
• : تعریف: one of the outer openings of the vertebrate nose; nostril or nasal passage.

واژه naris در جمله های نمونه

1. "Z"-plasty; acquired stenosis of anterior naris; treatment.
[ترجمه ترگمان]\"Z\" - plasty؛ acquired از naris قدامی؛ درمان
[ترجمه گوگل]'Z-plasty؛ تنگی نفس در ناحیه قدامی؛ رفتار
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

2. With the development of the fish, the anterior naris of the fry rose above the external surface and developed into a tubular extension, which opened to the outside.
[ترجمه ترگمان]با توسعه ماهی، بخش قدامی مغز سرخ، بالاتر از سطح خارجی قرار گرفت و به شکل لوله مانندی رشد کرد که به سمت بیرون باز شد
[ترجمه گوگل]با توسعه ماهی، مچ پا قارچ بالا از سطح خارجی رشد کرده و به یک فرآیند لوله ای تبدیل می شود که به داخل آن باز می شود
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

3. Either of the external openings of the nose; a naris .
[ترجمه ترگمان]یا سوراخ‌های خارجی بینی؛ یک naris
[ترجمه گوگل]هر یک از خروجی های خارجی بینی؛ یک عضو
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

4. Methods:318 children with OSAHS without antiaditis in the recent one year and without deflection of nasal septum, rhinitis, posterior naris stenosis, tongue body hypertrophy and etc.
...

معنی کلمه naris به انگلیسی

naris
• nostril, nasal passage (anatomy)

naris را به اشتراک بگذارید

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

تازه ترین پیشنهادها

توضیحات دیگر

معنی naris

کلمه : naris
املای فارسی : نریس
اشتباه تایپی : دشقهس
عکس naris : در گوگل

آیا معنی naris مناسب بود ؟           ( امتیاز : 94% )