برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
95 1581 100 1
شبکه مترجمین ایران

nard

/ˈnɑːrd/ /ˈnɑːd/

رجوع شود به: spikenard

بررسی کلمه nard

اسم ( noun )
مشتقات: nardine (adj.)
• : تعریف: an aromatic plant related to valerian, native to the Himalayas, and used by the ancients as a source of a medicinal balm.

واژه nard در جمله های نمونه

1. Some of them sell galbanum and nard, and curious perfumes from the islands of the Indian Sea, and the thick oil of red roses and myrrh and little nail-shaped cloves.
[ترجمه ترگمان]بعضی از آن‌ها galbanum و nard و عطرهای عجیبی از جزایر دریای هندوستان و روغن انبوه رزه‌ای سرخ و میخک nail به فروش می‌رساندند
[ترجمه گوگل]بعضی از آنها عمیق و عمیق می خورند و عطر های کنجکاو را از جزایر دریای هند و روغن ضخیم گل رز قرمز و صخره ها و میخک های کوچک مانند ناخن می گیرند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

2. One of those Mr M é nard accused was a Qatari, whom he fired.
[ترجمه ترگمان]یکی از کسانی که آقای M متهم شده بود، یک قطری بود که او شلیک کرد
[ترجمه گوگل]یکی از کسانی که آقای م نارد متهم بود یک قطری بود که او اخراج شد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

3. Recent happenings were jumbled up in her nard with events recalled from early childhood.
[ترجمه ترگمان]اتفاقات اخیر در ذهنش آشفته شده بود و رویدادهایی از دوران کودکی به یاد می‌آوردند
[ترجمه گوگل]اتفاقات اخیر در نوشتۀ او با وقایع از دوران کودکی فراخوانده شد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

4. 3Then Mary too ...

معنی عبارات مرتبط با nard به فارسی

سنبل رومی
سنبل هندی

معنی کلمه nard به انگلیسی

nard
• asian plant from which a fragrant oil is extracted

nard را به اشتراک بگذارید

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

تازه ترین پیشنهادها

توضیحات دیگر

معنی nard

کلمه : nard
املای فارسی : نرد
اشتباه تایپی : دشقی
عکس nard : در گوگل

آیا معنی nard مناسب بود ؟           ( امتیاز : 95% )