برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
97 1462 100 1

name calling


ناسزاگویی، دشنام

بررسی کلمه name calling

اسم ( noun )
مشتقات: name-caller (n.)
• : تعریف: the use of disparaging or abusive names to attack a person or group.

واژه name calling در جمله های نمونه

1. He stopped short when he heard his name called.
[ترجمه ترگمان]وقتی اسم او را شنید، حرفش را نیمه‌تمام گذاشت
[ترجمه گوگل]وقتی نام او را شنید، کوتاهی کرد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

2. On hearing his name called the sleeping dog sprang to life.
[ترجمه مرجان فرجی] سگ بیهوش با شنیدن نامش یکباره زنده شد.
|
[ترجمه ترگمان]وقتی نام او را شنید، سگ خفته به سوی زندگی جست
[ترجمه گوگل]با شنیدن نام او به نام سگ خواب به زندگی زد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

3. He would shout her name, call repeatedly into the wind until she appeared on the balcony to wave.
[ترجمه ترگمان]او نام خود را فریاد می‌زد، مدام صدا می‌کرد، تا آن که روی بالکن پدیدار شد تا دست تکان دهد
[ترجمه گوگل]او نام او را فریاد می زند، بارها و بارها به باد می نشیند تا زمانی که در بالکن به نظر می رسد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ...

name calling را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

علی اصغر سلحشور
برچسب زدن، برچسب زنی

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر

معنی name calling
کلمه : name calling
املای فارسی : نامه کالینگ
اشتباه تایپی : دشئث زشممهدل
عکس name calling : در گوگل

آیا معنی name calling مناسب بود ؟           ( امتیاز : 97% )
شبکه مترجمین ایران