برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
96 1650 100 1
شبکه مترجمین ایران

Novel

/ˈnɑːvl̩/ /ˈnɒvl̩/

معنی: رمان، کتاب داستان، نو، بدیع، جدید
معانی دیگر: داستان بلند، تازه، نادیده، نوین، نوظهور، نوپا، نورسیده، (در اصل) داستان کوتاه (رجوع شود به: novella)، (حقوق روم - معمولا جمع) قانون جدید

بررسی کلمه Novel

اسم ( noun )
• : تعریف: a relatively long work of prose fiction, usu. having a plot and characters.
مترادف: book, roman
مشابه: account, epic, fiction, history, narrative, potboiler, roman a clef, romance, saga, story, tale

- All of her crime novels have intricate plots and are highly suspenseful.
[ترجمه ترگمان] همه رمان جنایی او طرح‌های پیچیده دارند و به شدت suspenseful
[ترجمه گوگل] همه رمان های جرم او دارای توطئه های پیچیده هستند و بسیار موقت هستند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید
صفت ( adjective )
مشتقات: novelly (adv.)
• : تعریف: new and unusual.
مترادف: innovative, original
متضاد: hackneyed, standard, traditional, worn
مشابه: creative, curious, different, exotic, foreign, fresh, new, revolutionary, singular, uncommon, unconventional, unfamiliar, unorthodox, unprecedented, unusual

- A woman riding a bicycle was a novel sight back in those days.
[ترجمه ترگمان] زنی که بر روی دوچرخه سوار شده بود، در آن روزها یک منظره بدیع به حساب می‌آمد
[ترجمه گوگل] زنانی که دوچرخه سواری بودند، در آن روزها یک دید تازه دیدند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید
- He ...

واژه Novel در جمله های نمونه

1. The architect created a novel design which pleased everyone.
آرشیتکت طرح جدیدی که همه را خرسند کرده بود، ابداع کرد

2. The novel plan caused some unforeseen problems.
طرح جدید چند مشکل غیر مترقبه ایجاد کرد

3. Robert was commended by his teacher for the excellent report on the American novel, The Grapes of Wrath.
رابرت توسط معلمش، به خاطر نوشتن گزارشی در مورد رُمان آمریکایی "خوشه های خشم" مورد تحسین قرار گرفت

4. a novel after the style of hedayat
یک رمان به پیروی از سبک هدایت

5. a novel experience
تجربه‌ی تازه

6. a novel good enough to jostle with the others in the market
رمان خوبی که می‌توانست در بازار با دیگر رمان‌ها رقابت کند

7. a novel phenomenon
پدیده‌ای نورسیده

8. a novel shot through with satire
یک رمان ممزوج با طنز

9. a novel suggestion
پیشنهادی بی‌سابقه

10. a novel tailored to popular taste
رمانی که طبق سلیقه‌ی قاطبه‌ی مردم نوشته شده است.

11. a novel that is loaded with excitement
رمانی که پر است از هیجان

12. a novel which i had to read as a school holiday task ...

مترادف Novel

رمان (اسم)
novel , romance
کتاب داستان (اسم)
novel
نو (صفت)
pioneer , up-to-date , brand-new , new , modern , novel , spick-and-span
بدیع (صفت)
original , exquisite , picturesque , novel , newfound
جدید (صفت)
up-to-date , new , modern , novel , recent , maiden , unprecedented , neoteric

معنی عبارات مرتبط با Novel به فارسی

(اواخر قرن نوزدهم و اوایل قرن بیستم - امریکا) رمان کیلویی (کتاب داستان جلد کاغذی و پرماجرا که به قیمت حدود ده سنت به فروش می رفت)، رمان امیرارسلانی
رمان کوتاه (درازتر از داستان کوتاه یا short story)

معنی کلمه Novel به انگلیسی

novel
• piece of long fiction with a plot and characters; story
• new; strange
• a novel is a long story written about imaginary events.
• something that is novel is unlike anything else that has been done or made before.
detective novel
• fictitious story based on a theme of detective work, whodunit novel
dime novel
• melodramatic novel, trashy romantic novel, cheap novel
epistolary novel
• novel written in form of a series of letters
historical novel
• romance novel whose story takes place against a background of historical events

Novel را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

Mahmood
Uses new ideas
نو آور
A.A
شاهکار
Ayda
معنی پر کاربرد :
رمان 😏😄
رمان
رمان داستان
abolfaz
نو ظهور و جدید
علی
جدید،تازه،نو،بدیع
رمان،داستان بلند
آرش
نو، تازه
ماکانی
رمان
یاسر
این کلمه در نقش صفت دو معنی خیلی پر کاربردا دارد
not like anything known before, and unusual or interesting
به معنی : عجیب یا جالب
! what a novel idea
مرجع : دیشکنری لانگمن
اعظم پناه علیها
جدید
تازه
ناآشنا
رمان
Dana Ghaffari
جدید
uSER
نو
تازه
جدید
ناآشنا
ناشناخته
Novel Genes = ژن های ناشناخته

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

پارچه گرامی

تازه ترین پیشنهادها

توضیحات دیگر

معنی novel

کلمه : novel
املای فارسی : نوول
اشتباه تایپی : دخرثم
عکس novel : در گوگل

آیا معنی Novel مناسب بود ؟           ( امتیاز : 96% )