برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
99 1465 100 1

Naughty


معنی: شیطان، نا فرمان، بدذات
معانی دیگر: (به ویژه بچه) شیطان، شر، تخس، ناقلا، ناشایسته، ناسزا، بیجا و بی ادبانه، (مهجور) بدجنس، خبیث، بد، شریر، سرکش

بررسی کلمه Naughty

صفت ( adjective )
حالات: naughtier, naughtiest
مشتقات: naughtily (adv.), naughtiness (n.)
(1) تعریف: misbehaving or mischievous.
مترادف: bad, disobedient, misbehaving, mischievous, roguish, wicked
متضاد: well-behaved
مشابه: devilish, evil, exasperating, fractious, impish, puckish, recalcitrant, unmanageable, vexatious, wayward

- The naughty child hid his little brother's favorite toy.
[ترجمه ترگمان] بچه شیطان اسباب‌بازی مورد علاقه برادر کوچکش را پنهان کرد
[ترجمه گوگل] کودک شیطان اسباب بازی مورد علاقه برادر کوچکش را مخفی کرد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید
- Hitting the dog was a naughty thing to do.
[ترجمه ترگمان] زدن به سگ کار بدی بود
[ترجمه گوگل] ضربه زدن به سگ چیز بدی بود برای انجام دادن
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

(2) تعریف: improper, or mildly obscene or vulgar.
مترادف: improper, indecent, off-color, risqu�, vulgar
متضاد: decent
مشابه: bawdy, obscene, racy, spicy, tasteless, wicked

- The joke was a bit naughty, but it did seem to amuse everyone.
...

مترادف Naughty

شیطان (صفت)
mischievous , arch , naughty , impish , maleficent , puckish , disobedient
نا فرمان (صفت)
naughty , disobedient , insubordinate , indocile
بدذات (صفت)
naughty , villainous

معنی کلمه Naughty به انگلیسی

naughty
• not disciplined, unruly; mischievous; inappropriate; rude
• you say that small children are naughty when they behave badly.
• naughty books, pictures, or words are slightly rude or indecent.
naughty boy
• bad boy, mischievous boy
naughty by nature
• american rap music group

Naughty را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

ANNIE
فضول
سید حسن
نجات دهنده
هستی
ناقلا
Fati
شر و شیطون
Fati
شر و شیطون
Pariya
بازیگوش
ن م
به نظر من این کلمه ا ونقدری که توی ترجمه گفته شده بار منفی نداره
پس همون ناقلا وبازیگوش و پرشیطنت براش ترجمه بهتریه
فاطمه جانی
شیطون_بازیگوش^^
مهرو خرم
بی ادبانه هم ب کار می ره همراه با word
Sahar Martinez
شهوتی
بعد میگم
نافرمان
سرکش
آیلین
شلوغ یا بی ادب یا مثل بچه ی شیطون
M.A
به نظر من میشه بازیگوش - شیطون یا یه چیزی تو این مایه ها

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر

معنی naughty
کلمه : naughty
املای فارسی : نوقتی
اشتباه تایپی : دشعلافغ
عکس naughty : در گوگل

آیا معنی Naughty مناسب بود ؟           ( امتیاز : 99% )
شبکه مترجمین ایران