myrmidon
/ˈmɝːmədən//ˈmɜːmɪdən/
(اسطوره ی یونان - هر یک از دلیرانی که در جنگ تروی زیر فرمان آشیل می جنگیدند) مورمدان
انگلیسی به انگلیسی
soldier who obeys his commander unquestioningly; person who follows his leader without hesitation regardless of the circumstances
پیشنهاد کاربران
مِرمیدان
🔸 مثال ها:
• The CEO surrounded himself with myrmidons who never questioned his decisions.
مدیرعامل خود را با نوچه هایی احاطه کرده بود که هرگز تصمیماتش را زیر سؤال نمی بردند.
... [مشاهده متن کامل]
• In the novel, the villain's myrmidons were feared throughout the city.
در رمان، نوچه های شرور در سراسر شهر ترسیده می شدند.
• He served as a myrmidon for the corrupt politician, carrying out his dirty work.
او به عنوان نوچه سیاستمدار فاسد خدمت می کرد و کارهای کثیفش را انجام می داد.
• The ancient Myrmidons were known for their fierce loyalty to Achilles.
Myrmidons باستان به وفاداری شدیدشان به آشیل معروف بودند.
🔸 مثال ها:
مدیرعامل خود را با نوچه هایی احاطه کرده بود که هرگز تصمیماتش را زیر سؤال نمی بردند.
... [مشاهده متن کامل]
در رمان، نوچه های شرور در سراسر شهر ترسیده می شدند.
او به عنوان نوچه سیاستمدار فاسد خدمت می کرد و کارهای کثیفش را انجام می داد.
Myrmidons باستان به وفاداری شدیدشان به آشیل معروف بودند.
جان نثار، سرسپرده، فدایی، سرباز، مرید، چاکر، مخلص، بنده، گوش به فرمان، تابع
نوچه
سگ وفادار
پیرو مطیع ، پیرو وفادار، کسی که بدون پرسش فرمان هارا انجام میدهد