میریَد . . .
🔸 معادل فارسی:
فساد بی شمار : فساد فراوان و متعدد : هزاران فساد : فساد گسترده و چندلایه : انبوهی از فساد : فساد در اشکال بی شمار
🔸 مثال ها:
• The report exposed myriad corruption in the government.
... [مشاهده متن کامل]
آن گزارش فساد بی شمار در دولت را افشا کرد.
• Myriad corruption is draining the country's economy.
فساد گسترده و چندلایه در حال تخلیه ی اقتصاد آن کشور است.
• Myriad corruption cases remain unprosecuted.
هزاران پرونده ی فساد همچنان بدون پیگرد باقی مانده است.
• Myriad corruption scandals have rocked the country.
رسوایی های فساد بی شمار، آن کشور را تکان داده است.
🔸 معادل فارسی:
فساد بی شمار : فساد فراوان و متعدد : هزاران فساد : فساد گسترده و چندلایه : انبوهی از فساد : فساد در اشکال بی شمار
🔸 مثال ها:
... [مشاهده متن کامل]
آن گزارش فساد بی شمار در دولت را افشا کرد.
فساد گسترده و چندلایه در حال تخلیه ی اقتصاد آن کشور است.
هزاران پرونده ی فساد همچنان بدون پیگرد باقی مانده است.
رسوایی های فساد بی شمار، آن کشور را تکان داده است.