🔸 مثال ها:
• “I finally mustered the courage to ask her out. ”
بالاخره شجاعتش پیدا کردم و ازش خواستم قرار بذاریم.
• “He couldn't muster the courage to tell his boss he was quitting. ”
جرئت نکرد به رئیسش بگه که استعفا میده.
... [مشاهده متن کامل]
• “She mustered the courage to speak in front of the entire school. ”
او شجاعت به خرج داد و جلوی کل مدرسه صحبت کرد.
بالاخره شجاعتش پیدا کردم و ازش خواستم قرار بذاریم.
جرئت نکرد به رئیسش بگه که استعفا میده.
... [مشاهده متن کامل]
او شجاعت به خرج داد و جلوی کل مدرسه صحبت کرد.
عزم خود را جزم کردن
شجاعت و توان خود را بسیج کردن
شجاعت و توان خود را بسیج کردن