must have

پیشنهاد کاربران

چیزی که در اختیار داشتن یا گرفتن آن لازم یا مورد نیاز باشد.
لازم و خواستنی
محبوب - چیزی که همه دوست دارند داشته باشند
She must have run for it
اون ( احتمالا ) جیم زده
adj. essential
n. something that is so exciting, modern, or useful that everyone wants to have it
لازم و ضروری
این یک فرمول بسیار پرکاربرد است
Must have past participle
که از مصدر زمان کامل حاصل شده است ( to have past participle ) . ولی چون بعد از فعل مدال ( must ) آمده است، to حذف میشود. از این فرمول برای بیان عملی در گذشته که به احتمال قوی اتفاق افتاده است، استفاده میکنیم.
I didn't see him in the class. He must have been sick.
من او را در کلاس ندیدم. حتما مریض بوده است.
Noun - adjective :
ضروری
لازم
واجب
=Must - have product
a product that is very popular that a lot of people want to have

ضروری، بایسته، الزامی، مطلوب و مورد نیاز - چیزی که همه آن را باید داشته باشند
مشاهده پیشنهاد های امروز

معنی یا پیشنهاد شما