muscular foreign policy

پیشنهاد کاربران

🔸 معادل فارسی:
• سیاست خارجی قاطع و قدرتمندانه
• سیاست خارجی تهاجمی و محکم
• دیپلماسی زورمدارانه ( با تکیه بر قدرت نظامی و اقتصادی )
• سیاست خارجی با مشت گره کرده
🔸 مثال ها:
"The new administration is known for its muscular foreign policy, especially toward China and Iran. "
...
[مشاهده متن کامل]

دولت جدید به سیاست خارجی قاطع و قدرتمندانه خود معروف است، به ویژه در قبال چین و ایران.
"Critics argue that a muscular foreign policy leads to unnecessary military conflicts. "
منتقدان استدلال می کنند که سیاست خارجی زورمدارانه منجر به درگیری های نظامی غیرضروری می شود.
"The president promised a muscular foreign policy that puts America first. "
رئیس جمهور قول سیاست خارجی قدرتمندانه ای داد که آمریکا را در اولویت قرار می دهد.