multitiered

پیشنهاد کاربران

🔸 معادل فارسی:
• چندلایه
• چندسطحی
• چندطبقه ای
• در محاوره: �چندپله ای�، �چندمرحله ای�
________________________________________
🔸 تعریف ها:
1. ** ( معماری – اصلی ) :** ساختاری با چند طبقه یا لایه ی فیزیکی.
...
[مشاهده متن کامل]

- *مثال:* The temple had a multitiered roof.
معبد سقفی چندطبقه داشت.
2. ** ( سازمانی/اجتماعی – کاربردی ) :** سیستمی با چند سطح مدیریتی یا سلسله مراتبی.
- *مثال:* The company uses a multitiered management system.
شرکت از یک سیستم مدیریتی چندسطحی استفاده می کند.
3. ** ( فنی/رایانه ای – عمومی ) :** معماری نرم افزاری با چند لایه ( presentation, logic, data ) .
- *مثال:* Multitiered applications separate user interface from data storage.
برنامه های چندلایه رابط کاربری را از ذخیره سازی داده جدا می کنند.
4. ** ( استعاری – عمومی ) :** هر موقعیتی که چند مرحله یا سطح دارد.
- *مثال:* The project required a multitiered approach.
پروژه نیازمند رویکردی چندمرحله ای بود.
________________________________________
🔸 مترادف ها:
layered – hierarchical – stratified – multi - level – tiered
________________________________________
🔸 مثال ها:
• The pagoda had a multitiered structure.
پاگودا ساختاری چندطبقه داشت.
• The government implemented a multitiered tax system.
دولت یک سیستم مالیاتی چندسطحی اجرا کرد.
• Multitiered software design improves scalability.
طراحی نرم افزار چندلایه مقیاس پذیری را بهبود می دهد.

چمد سطحی