🔸 معادل فارسی:
• بسیار ستایش شده / پرسر و صدا
• بسیار تبلیغ شده / که زیاد از آن گفته اند
• با هیاهوی بسیار معرفی شده ( اغلب با بارِ منفی یا تردید )
🔸 مثال ها:
• ( سیاست ) "The much - touted peace plan failed to bring an end to the conflict. "
... [مشاهده متن کامل]
( این طرحِ صلح که بسیار از آن ستایش شده بود، نتوانست به درگیری پایان دهد. )
• ( فناوری ) "The much - touted new smartphone features turned out to be less impressive than advertised. "
( ویژگی هایِ این گوشیِ جدید که بسیار تبلیغ شده بود، کمتر از آن چیزی که ادعا شده بود، جذاب از آب درآمد. )
• ( اقتصاد ) "Despite the much - touted economic recovery, unemployment remains high. "
( با وجودِ بهبودِ اقتصادی که بسیار از آن تعریف شده، نرخِ بیکاری همچنان بالاست. )
• ( فیلم ) "The much - touted blockbuster received mixed reviews from critics. "
( این فیلمِ پرفروش که بسیار از آن تعریف شده بود، نقدهایِ متفاوتی از سویِ منتقدان دریافت کرد. )
• بسیار ستایش شده / پرسر و صدا
• بسیار تبلیغ شده / که زیاد از آن گفته اند
• با هیاهوی بسیار معرفی شده ( اغلب با بارِ منفی یا تردید )
🔸 مثال ها:
• ( سیاست ) "The much - touted peace plan failed to bring an end to the conflict. "
... [مشاهده متن کامل]
( این طرحِ صلح که بسیار از آن ستایش شده بود، نتوانست به درگیری پایان دهد. )
• ( فناوری ) "The much - touted new smartphone features turned out to be less impressive than advertised. "
( ویژگی هایِ این گوشیِ جدید که بسیار تبلیغ شده بود، کمتر از آن چیزی که ادعا شده بود، جذاب از آب درآمد. )
• ( اقتصاد ) "Despite the much - touted economic recovery, unemployment remains high. "
( با وجودِ بهبودِ اقتصادی که بسیار از آن تعریف شده، نرخِ بیکاری همچنان بالاست. )
• ( فیلم ) "The much - touted blockbuster received mixed reviews from critics. "
( این فیلمِ پرفروش که بسیار از آن تعریف شده بود، نقدهایِ متفاوتی از سویِ منتقدان دریافت کرد. )