moving average

جمله های نمونه

1. The statistic would be called a five-quarter centred moving average.
[ترجمه ترگمان]آمار یک میانگین متحرک ۵ ماهه نامیده خواهد شد
[ترجمه گوگل]این آمار می تواند میانگین پنجاه و چهارم متوسط ​​حرکتی باشد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

2. This differs from the moving average in that it does not use equal weightings for the past values chosen.
[ترجمه ترگمان]این تفاوت با میانگین متحرک در آن تفاوت دارد که از weightings برابر برای مقادیر قبلی استفاده نمی کند
[ترجمه گوگل]این از میانگین متحرک متفاوت است، زیرا از مقادیر برابر برای مقادیر گذشته استفاده نمی کند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

3. For these data we need a 5-quarter centred moving average so that the smoothed values coincide with quarters.
[ترجمه ترگمان]برای این داده ها ما به میانگین متحرک ۵ \/ ۵ محور نیاز داریم به طوری که مقادیر صاف شده با quarters منطبق شوند
[ترجمه گوگل]برای این اطلاعات ما نیاز به یک میانگین 5/5 محور مرکزی متحرک داریم، به طوری که مقادیر نرماف با مقادیر منطبق بر چهارم
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

4. A first-order random coefficient integer-valued moving average model is introduced.
[ترجمه ترگمان]یک ضریب تصادفی مرتبه اول برای مدل میانگین متحرک به طور متوسط معرفی می شود
[ترجمه گوگل]یک مدل ضرایب تصادفی مرتبه اول مرتب شده است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

5. Merits of the moving average method are verified in the processing of experimental data acquiredthe sea.
[ترجمه ترگمان]کارایی روش میانگین متحرک در پردازش داده های تجربی در سطح دریا تایید شده است
[ترجمه گوگل]شایستگی روش میانگین متحرک در پردازش داده های تجربی به دست آمده از دریا تأیید می شود
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

6. Adopting moving average method and serial cluster analysis method, hydrological series in the basin was divided into three phases according to annual runoff coefficient variation.
[ترجمه ترگمان]با استفاده از روش میانگین متحرک و روش تحلیل خوشه ای، سری های هیدرولوژیکی در حوضه با توجه به تغییرات ضریب رواناب سالانه به سه بخش تقسیم شد
[ترجمه گوگل]با استفاده از روش میانگین متحرک و روش تجزیه و تحلیل خوشه ای سریال، مجموعه هیدرولوژیکی در حوضه، به ترتیب با تغییرات ضریب رواناب سالانه، به سه مرحله تقسیم می شود
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

7. A mixed autoregressive moving average(MARMA) model is proposed for modeling nonlinear time series.
[ترجمه ترگمان]مدل میانگین متحرک میانگین متحرک (MARMA)برای مدل سازی سری های زمانی غیرخطی پیشنهاد شده است
[ترجمه گوگل]برای مدلسازی سری زمانی غیر خطی، یک مدل متحرک متحرک متحرک متحرک (MARMA) پیشنهاد شده است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

8. A falling moving average shows that the crowd is becoming more pessimistic - bearish.
[ترجمه ترگمان]میانگین متحرک در حال حرکت نشان می دهد که جمعیت در حال تبدیل شدن به bearish است
[ترجمه گوگل]میانگین در حال سقوط در حال حرکت نشان می دهد که جمعیت در حال بدتر شدن است - نزولی
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

9. How Long a Moving Average? Moving averages help identify trends.
[ترجمه ترگمان]میانگین متحرک چقدر است؟ میانگین های متحرک به شناسایی گرایش ها کمک می کنند
[ترجمه گوگل]چه مدت میانگین متحرک میانگین حرکت به شناسایی روند کمک می کند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

10. An exponential moving average is slow but steady, like a directional indicator on a steamroller.
[ترجمه ترگمان]یک میانگین متحرک نمایی کند اما ثابت است، مانند یک شاخص جهت دار بر روی یک steamroller
[ترجمه گوگل]یک میانگین متحرک متحرک آهسته اما پایدار است، مانند یک نشانگر جهت در بخار چرخ
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

11. Trend - following indicators, such as moving averages, Directional System, and MACD ( moving average divergence ), help identify trends.
[ترجمه ترگمان]شاخص های Trend مانند میانگین متحرک، سیستم Directional و MACD (واگرایی میانگین متحرک)، به شناسایی گرایش ها کمک می کنند
[ترجمه گوگل]روند - شاخص های زیر، از قبیل میانگین متحرک، سیستم جهت و MACD (انحراف میانگین حرکتی)، به شناسایی روند کمک می کند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

12. The paper puts the K line chart of stock analysis and moving average line etc.
[ترجمه ترگمان]این مقاله نمودار سلسله K از آنالیز سهام و خط میانگین متحرک را نشان می دهد
[ترجمه گوگل]مقاله خط K خط تجزیه و تحلیل سهام و حرکت خط میانگین و غیره را قرار می دهد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

13. With price control S, the material is valuated with the standard price and the moving average price is calculated for information purposes.
[ترجمه ترگمان]با کنترل قیمت S، مواد با قیمت استاندارد valuated و قیمت میانگین متحرک برای اهداف اطلاعاتی محاسبه می شود
[ترجمه گوگل]با کنترل قیمت S، مواد با قیمت استاندارد ارزیابی می شوند و قیمت میانگین متحرک برای اهداف اطلاعات محاسبه می شود
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

14. The paper predicts per well production and oil productive capacity per day by moving average method, the example demonstrates predictive from moving average method is relative truth.
[ترجمه ترگمان]این مقاله پیش بینی می کند که هر چاه تولید و ظرفیت تولید نفت در هر روز با روش میانگین متحرک، نشان دهنده پیش بینی از روش میانگین متحرک نسبت به حقیقت نسبی است
[ترجمه گوگل]در این مقاله با استفاده از روش میانگین متحرک در هر تولید کننده و ظرفیت تولید نفت در روز پیش بینی می شود، مثال نشان می دهد که روش پیش بینی شده از روش میانگین متحرک، حق نسبی است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

15. In order to measure seasonal variation we typically use the ratio - to - moving average method.
[ترجمه ترگمان]به منظور اندازه گیری تغییرات فصلی معمولا از روش متوسط نسبت به حرکت استفاده می کنیم
[ترجمه گوگل]به منظور اندازه گیری تغییرات فصلی، ما معمولا از روش میانگین نسبت به حرکتی استفاده می کنیم
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

تخصصی

[حسابداری] میانگین متحرک
[کامپیوتر] میانگین متحرک .
[ریاضیات] معدل متحرک، میانگین متحرک
[آمار] میانگین متحرک

به انگلیسی

• average that is recalculated after every numerical change; method for calculating the value of inventory

معنی یا پیشنهاد شما