movie

/ˈmuːvi//ˈmuːvi/

معنی: سینما، فیلم سینما
معانی دیگر: (امریکا)، فیلم سینمایی، نمایش فیلم (در سینما)

جمله های نمونه

1. movie stars
ستاره های سینما

2. a movie nut
دیوانه ی سینما

3. a movie with a downbeat ending
فیلم سینمایی که پایانی حزن انگیز دارد.

4. a movie with a message
یک فیلم معنی دار

5. that movie is real(ly) cool
آن فیلم واقعا معرکه است.

6. the movie is full of kinky sex scenes
فیلم پر از صحنه های جنسی غیرطبیعی است.

7. the movie premieres next week
هفته ی دیگر آن فیلم افتتاح می شود.

8. the movie started with the image of a deserted town
فیلم سینمایی با تصویری از یک شهر مترو که آغاز شد.

9. the movie version of his novel
فیلم اقتباس شده از رمان او

10. the movie was an utter mockery
آن فیلم کاملا مسخره بود.

11. the movie was great
فیلم عالی بود.

12. the movie will get going soon
به زودی فیلم شروع خواهد شد.

13. this movie features our town's history
این فیلم (جنبه های مهم) تاریخ ما را نشان می دهد.

14. this movie gives me the creeps
این فیلم مرا به چندش می آورد.

15. this movie is an adaptation of blind owl
این فیلم اقتباسی است از بوف کور.

16. this movie is full of action
این فیلم پر از ماجراهای مهیج است.

17. what movie is playing?
چه فیلمی را نمایش می دهند؟

18. a barren movie
فیلم کسالت آور

19. a boring movie
فیلم خسته کننده

20. a hand-held movie camera
دوربین فیلم برداری دستی

21. a mounted movie camera
دوربین فیلمبرداری آماده به کار

22. a silent movie
یک فیلم صامت

23. a violent movie
یک فیلم پرخشونت

24. an art movie
فیلم هنری

25. an in-flight movie
فیلمی که طی پرواز نشان داده می شود

26. in this movie charlie chaplin has a cameo role too
در این فیلم چارلی چاپلین هم نقش مختصری دارد.

27. seeing that movie gave me a blah feeling
دیدن آن فیلم مرا خسته و دلزده کرد.

28. this war movie was shot in california
این فیلم جنگی در کالیفرنیا برداشته شده بود.

29. a serial war movie
فیلم سریال جنگی

30. give me four movie tickets
چهارتا بلیط سینما بدهید.

31. he is a movie buff
او خوره ی سینما است.

32. smoking in the movie house is against the rules
سیگار کشیدن در سینما خلاف مقررات است.

33. they banned that movie
آن فیلم را ممنوع کردند.

34. even in a crowded movie house i could recognize my father by his cough
حتی در سینمای شلوغ هم پدرم را از سرفه اش می شناختم.

35. it was a bad movie and the audience did not hide its boredom
فیلم بد بود و حاضران دلزدگی خود را پنهان نکردند.

36. it was a boring movie
فیلم بی مزه و خسته کننده ای بود.

37. it was a lousy movie
فیلم خیلی گندی بود.

38. that violent and immoral movie filled us with repugnance
آن فیلم پرخشونت و غیراخلاقی ما را مملو از انزجار کرد.

39. the cast of this movie are all women
هنر پیشگان این فیلم همه زن هستند.

40. the ending of the movie was sad
آخر فیلم حزن انگیز بود.

41. the fire in the movie house caused a stampede toward the doors
آتش سوزی در سینما موجب هجوم مردم به درها شد.

42. a concession stand in a movie house
دکه ی تنقلات در سینما

43. a fat role for a movie actor
نقش خوبی برای یک بازیگر سینما

44. despite all the expenditures, the movie was a bomb
علی رغم کلیه ی مخارج فیلم با شکست روبرو شد.

45. the lifelike dialogue in that movie
مکالمه ی طبیعی در آن فیلم

46. he signed to act in a movie
قرارداد امضا کرد که در فیلمی بازی کند.

47. i am sure i saw this movie years ago
مطمئن هستم این فیلم را سال ها پیش دیده ام.

48. the rave reviews of his new movie
نقدهای تمجید آمیز از فیلم جدید او

49. this has to be the best movie of the year
مسلما این بهترین فیلم سال است.

50. his superb acting redeems this otherwise boring movie
ایفای (نقش) عالی او این فیلم از هر جهت ملال انگیز را توجیه می کند.

51. i saw soldiers that were piling into the movie house
سربازان را دیدم که دسته جمعی وارد سینما می شدند.

52. the criminal molested a child in the washroom of a movie house
جنایتکار در مستراح سینما کودکی را مورد تجاوز قرار داد.

53. i would just as soon stay at home than go to a movie
ترجیح می دهم که به جای سینما رفتن در خانه بمانم.

54. many scenes were cut off and the remaining films were spliced into a one-hour movie
صحنه های فراوانی را بریدند و فیلم های باقی مانده را به هم چسباندند و یک فیلم یک ساعته ساختند.

مترادف ها

سینما (اسم)
flick, picture, cinema, film, movie, motion picture, cinematograph, moving picture, silver screen

فیلم سینما (اسم)
film, movie

تخصصی

[سینما] حرکت تصویر در روی پرده

به انگلیسی

• motion picture, film (informal); cinema, theater
a movie is a film that is shown in the cinema or sold in video shops.
the cinema is sometimes called the movies.

پیشنهاد کاربران

فیلم

فیلم سینمایی
Movieبه معنای فیلم
اماmovies به معنای سینما هست

فیلم
In that war movie, that girl is very much like me. I follow that movie because I feel you next to me and it enhances my excitement
در آن فیلم جنگی ، آن دختر خیلی شبیه من هست من آن فیلم را دنبال میکنم چون تو رو هم در کنارم حس میکنم و این هیجان من را بالا میبرد 😍😄 صحنه بوسمون💋 رو از دست نده , عشقم♥️
فیلم ترجمه آمریکاییشه دوتا ترجمه داره 1. FILM ترجمه دوم MOVIE
Movie به معنای فیلم
Movies به معنای سینما
Movie = فیلم
مشاهده پیشنهاد های امروز

معنی یا پیشنهاد شما