movie camera

جمله های نمونه

1. Movie cameras have become a scarce commodity.
[ترجمه ترگمان]دوربین های فیلم تبدیل به یک کالای کمیاب شده اند
[ترجمه گوگل]دوربین های فیلم تبدیل به یک کالای کمیاب شده اند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

2. Hundreds of astonished observers, including one with a movie camera, saw the fireball from Grand Teton and Yellowstone parks.
[ترجمه ترگمان]صدها ناظر متعجب، از جمله یکی از دوربین های فیلمی، این انفجار را از گرند Teton و Yellowstone پارک دیدند
[ترجمه گوگل]صدها نفر از ناظران شگفت انگیز، از جمله یک با یک دوربین فیلمبرداری، از سنگ گرانبها از پارک گراند تتون و یلوستون دیدن کردند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

3. But I don't have a movie camera.
[ترجمه ترگمان]اما من دوربین فیلم ندارم
[ترجمه گوگل]اما من دوربین فیلم ندارم
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

4. World Peace or a movie camera!
[ترجمه ترگمان]صلح جهانی یا دوربین فیلم!
[ترجمه گوگل]صلح جهانی یا یک دوربین فیلمبرداری!
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

5. I think I'll take my movie camera along on the trip.
[ترجمه ترگمان]فکر کنم از این سفر با دوربین فیلم بازی کنم
[ترجمه گوگل]من فکر می کنم دوربین فیلمبرداری من را در سفر می گیرد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

6. It was photographed by means of a movie camera.
[ترجمه ترگمان]از آن با استفاده از یک دوربین فیلمبرداری عکس گرفته شد
[ترجمه گوگل]با استفاده از یک دوربین فیلمبرداری عکسبرداری شد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

7. An old-fashioned movie camera captured the most famous pictures in the citizen-media genre:the assassination of President John F. Kennedy in Dallas, Texas on November 2 196
[ترجمه ترگمان]یک دوربین فیلمبرداری قدیمی مشهورترین تصاویر را در ژانر citizen - رسانه ای: ترور رئیس جمهور جان اف کندی در دالاس، تگزاس در ۲ نوامبر ۱۹۶
[ترجمه گوگل]یک فیلم سینمایی قدیمه تصویری ترین عکس ها را در سبک شهروندان رسانه ای به تصویر کشید: ترور پرزیدنت جان اف کندی در دالاس، تگزاس در 2 نوامبر 196
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

8. Selections from The Man Movie Camera . Directed by Dziga Vertov. 192
[ترجمه ترگمان]انتخاب ها از دوربین فیلم مرد به کارگردانی Dziga Vertov ۱۹۲
[ترجمه گوگل]انتخاب از فیلم مرد مرد فیلم کارگردان Dziga Vertov 192
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

9. A movie camera or projector.
[ترجمه ترگمان]یک دوربین فیلمبرداری و یا پروژکتور
[ترجمه گوگل]دوربین فیلمبرداری یا پروژکتور
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

10. Moments later as the Monsignor began to pass out the diplomas, flashbulbs popped and a few home movie cameras whirred.
[ترجمه ترگمان]چند لحظه بعد، به محض اینکه منسینیور مونتانلی شروع به عبور از دست دادن diplomas را آغاز کرد، فلاش دوربین ها و چند تا از دوربین های فیلم های خانگی را ضبط کردند
[ترجمه گوگل]لحظاتی بعد که مونسینورور شروع به اخذ دیپلم کرد، فلاش های شکسته و چندین دوربین فیلمبرداری خانه به هم ریختند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

11. Then they got really crazy and they were trying to get David's movie camera and to arrest us all.
[ترجمه ترگمان]بعد آن ها واقعا دیوانه شدند و آن ها سعی کردند دوربین فیلم دیوید را بگیرند و همه ما را دستگیر کنند
[ترجمه گوگل]سپس آنها واقعا دیوانه شدند و سعی داشتند دوربین فیلمبرداری دیوید را بگیرند و همه ما را دستگیر کنند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

12. The magnetic surveying instrument uses a magnetic compass card, plumb bob, and modified movie camera that is activated by a timer.
[ترجمه ترگمان]ابزار بررسی مغناطیسی از یک کارت قطب نما مغناطیسی، plumb bob، و دوربین فیلم اصلاح شده استفاده می کند که توسط یک تایمر فعال می شود
[ترجمه گوگل]ابزار سنجش مغناطیسی با استفاده از کارت قطب نما مغناطیسی، ولتاژ باب و دوربین فیلم اصلاح شده توسط یک تایمر فعال می شود
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

13. Sergio: My teacher told me that he also invented the movie camera.
[ترجمه ترگمان]Sergio: معلم من به من گفت که او دوربین فیلم را هم اختراع کرده است
[ترجمه گوگل]سرجیو: معلم من به من گفت که او نیز دوربین فیلم را اختراع کرد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

14. Almost all of the new realism film all move the movie camera on - the - spot.
[ترجمه ترگمان]تقریبا همه فیلم واقع گرایی جدید، دوربین فیلم را در همان نقطه به حرکت در می آورد
[ترجمه گوگل]تقریبا تمام فیلم های واقع گرایی جدید، دوربین فیلمبرداری را در مکان نمایش می دهد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

تخصصی

[سینما] دوربین فیلمبرداری

به انگلیسی

• camera which takes motion pictures

پیشنهاد کاربران

دوربین فیلم برداری
مشاهده پیشنهاد های امروز

معنی یا پیشنهاد شما