انگلیسی به انگلیسی
پیشنهاد کاربران
دهان آب انداز , اشتها آور
# mouth - watering cuisine
# It was a mouth - watering meal
# Look at those mouth‑watering cakes
# The waiter came round with a tray of mouth - watering cream cakes
خواستنی ( غذا )
غذایی که خیلی خوشبو و خوشمزه باشه وقتی بهش داری نگاه میکنی. که دهنت آب میفته
غذایی که خیلی خوشبو و خوشمزه باشه وقتی بهش داری نگاه میکنی. که دهنت آب میفته
در متن رسمی : لذید
غذا یا بویی که آب دهن را راه می اندازد یعنی وسوسه انگیز و دلپذیر است
آب انداختن دهان
آب دهان راه افتادن
چیز خوشبو یا خوشمزه که به اصطلاح آب دهان را جاری میکند
جذاب، وسوسه انگیز
خوشمزه
خوشمزه
دهان شویه
خوردنی وسوسه انگیز
( در مورد غذا ) آنقدر خواستنی باشه که آب توی دهان جمع بشه
آب افتادن دهان
میل انگیز
اشتها آور، میل انگیز
آب اندازنده دهان ( صفت مورد استفاده برای غذاها و خوردنی های خوشمزه )
مشاهده ادامه پیشنهادها (١٠ از ١٨)