mount on

پیشنهاد کاربران

معنای مجازی و محاوره ای:
به نسبت دادن، تحمیل کردن، یا به گردن کسی انداختن یک چیز ( معمولاً یک اتهام، مسئولیت، یا صفت ناخواسته ) گفته می شود.
این کاربرد غیررسمی و در برخی گویش ها رایج است.
مثال:
...
[مشاهده متن کامل]

"Don't mount your problems on me. "
مشکلاتت را به من نسبت نده / بر گردن من ننداز.
• "He mounted the blame on his colleague to save himself. "
او برای نجات خود، تقصیر را به گردن همکارش انداخت.
• "She tried to mount the whole disaster on my poor planning. "
او سعی کرد کل فاجعه را به برنامه ریزی ضعیف من نسبت دهد.

سوار کردن بر، قرار دادن ( بر فراز چیزی ) ، جواهر را بر انگشتر ( و غیره ) سوار کردن