motives

جمله های نمونه

1. motives that lie hidden
انگیزه هایی که مستور باقی می مانند

2. his motives are difficult to fathom
درک انگیزه های او مشکل است.

3. other motives also came into play
انگیزه های دیگری هم در کار دخیل شد.

4. sordid motives
انگیزه های پست و سودجویانه

5. ulterior motives
انگیزه های نهانی

6. base motives
انگیزه های حاکی از فرومایگی،انگیزه های پلید

7. he arrogated personal motives to his rival
او رقیب خود را منتسب (متهم) به داشتن اغراض شخصی کرد.

8. the conflict of motives
تعارض انگیزه ها

9. let us inspect his motives
بگذار انگیزه های او را بررسی کنیم.

10. the impurity of his motives
ناپاکی نیت های او

11. let us not dissect the motives of anyone who does a good deed
بیایید انگیزه های هرکسی را که کار خوبی می کند مورد تجزیه و تحلیل قرار ندهیم.

12. they look askance at our motives
آنان نسبت به انگیزه های ما بدگمان هستند.

13. i don't mean to impugn his motives
منظورم این نیست که نیت او را مورد تردید قرار بدهم.

14. you have always been mistaken about my motives
شما همیشه درباره ی انگیزه های من دچار اشتباه بوده اید.

پیشنهاد کاربران

انگیزه ها / دلایل و محرک ها
تفاوت و نکات مهم:
• Motives جمع motive است و به دلایل یا انگیزه های پشتِ یک رفتار یا تصمیم اشاره دارد؛ یعنی اینکه چرا فرد کاری را انجام می دهد.
• Motive for something = انگیزه / دلیل انجام یک کار
...
[مشاهده متن کامل]

What was his motive for lying?
→ �انگیزه اش برای دروغ گفتن چه بود؟�
• در روان شناسی، motives می تواند به نیازها یا نیروهای درونی ای اشاره کند که رفتار فرد را هدایت می کنند؛ مثل نیاز به موفقیت، تعلق یا قدرت.
• با motivation فرق دارد:
Motive = یک دلیل یا نیروی مشخص پشت یک رفتار
Motivation = فرایند یا نیروی کلی که فرد را به انجام یک رفتار سوق می دهد.
• با reasons هم نزدیک است، اما motive بیشتر روی انگیزهٔ پشت رفتار تأکید دارد، در حالی که reason می تواند هر نوع دلیل یا علت باشد

motives
انگیزه