mother ship
انگلیسی به انگلیسی
پیشنهاد کاربران
🔸 مثال ها:
( علمی - تخیلی ) The mothership descended from the clouds, casting a massive shadow over the city.
کشتی مادر از میان ابرها فرود آمد و سایه عظیمی بر شهر انداخت.
( نظامی ) The submarine returned to its mothership for resupply.
... [مشاهده متن کامل]
زیردریایی برای تجدید قوا به سکوی فرماندهی مرکزی خود بازگشت.
( صنعتی ) Our London office is the mothership; all other branches report to it.
دفتر لندن ما پایگاه اصلی است؛ همه شعبه های دیگر به آن گزارش می دهند.
( فضایی ) The Mars rover was deployed from the orbiting mothership.
مریخ نورد از کشتی مادر در حال گردش رهاسازی شد.
( موسیقی ) The band's concept album featured a mothership bringing funk to the universe.
آلبوم مفهومی گروه درباره یک کشتی مادر بود که فانک را به جهان می آورد. ( در فرهنگ موسیقی الکترونیک ( خصوصاً سبک "Mothership" در داب استپ و درام اند بیس ) ، به آهنگی با بیس سنگین و فضایی گفته می شود. )
( علمی - تخیلی ) The mothership descended from the clouds, casting a massive shadow over the city.
کشتی مادر از میان ابرها فرود آمد و سایه عظیمی بر شهر انداخت.
( نظامی ) The submarine returned to its mothership for resupply.
... [مشاهده متن کامل]
زیردریایی برای تجدید قوا به سکوی فرماندهی مرکزی خود بازگشت.
( صنعتی ) Our London office is the mothership; all other branches report to it.
دفتر لندن ما پایگاه اصلی است؛ همه شعبه های دیگر به آن گزارش می دهند.
( فضایی ) The Mars rover was deployed from the orbiting mothership.
مریخ نورد از کشتی مادر در حال گردش رهاسازی شد.
( موسیقی ) The band's concept album featured a mothership bringing funk to the universe.
آلبوم مفهومی گروه درباره یک کشتی مادر بود که فانک را به جهان می آورد. ( در فرهنگ موسیقی الکترونیک ( خصوصاً سبک "Mothership" در داب استپ و درام اند بیس ) ، به آهنگی با بیس سنگین و فضایی گفته می شود. )
یک سازمان مرکزی یا بخشی از چیزی که سایر بخش ها یا سازمان ها را کنترل می کند یا آنچه مورد نیاز آنها را تامین می کند.
"کشتی مادر": یک وسیله نقلیه بزرگ است که وظیفه ترابری وسایل نقلیه کوچکتر را بر عهده دارد. کشتی مادر می تواند یک کشتی یا هواگرد یا فضاپیما باشد. به عنوان نمونه می توان یک کشتی را نام برد که زیردریایی های کوچک را به منطقهٔ پژوهشی شان می رساند.
... [مشاهده متن کامل]
یک کشتی مادر توانایی سوار کردن دوباره یا ادامه مسیر بعد از پیاده کردن وسایل نقلیه را دارا می باشد.
... [مشاهده متن کامل]
یک کشتی مادر توانایی سوار کردن دوباره یا ادامه مسیر بعد از پیاده کردن وسایل نقلیه را دارا می باشد.
شرکت مادر
سفینه ی مرکزی/مادر
آکسفورد:
a large spacecraft or ship from which smaller craft are launched or maintained
کیمبریج:
a large ship or spacecraft from which other smaller ones are launched ( = start to travel ) or get supplies
آکسفورد:
کیمبریج:
سفینه ی مادر ( اصلی و بزرگ )
مهد، خاستگاه: جایی به عنوان پایه، منبع یا مرکز کاری یا چیزی