🔸 معادل فارسی:
• تا خرخره زیر وام بودن
• به شدت بدهکار بودن
• ملک یا دارایی را تا آخرین حد در رهن گذاشتن
• زیر بار سنگین وام و بدهی بودن
• کاملاً مقروض بودن
🔸 مثال ها:
• "They're mortgaged to the hilt after buying that huge house. "
... [مشاهده متن کامل]
آن ها پس از خرید آن خانه بزرگ تا خرخره زیر وام رفته اند.
• "The company is mortgaged to the hilt and struggling to make payments. "
شرکت به شدت بدهکار است و برای پرداخت اقساط با مشکل مواجه شده است.
• "He looked wealthy, but in reality he was mortgaged to the hilt. "
او ثروتمند به نظر می رسید، اما در واقع تا گردن زیر بدهی بود.
• تا خرخره زیر وام بودن
• به شدت بدهکار بودن
• ملک یا دارایی را تا آخرین حد در رهن گذاشتن
• زیر بار سنگین وام و بدهی بودن
• کاملاً مقروض بودن
🔸 مثال ها:
... [مشاهده متن کامل]
آن ها پس از خرید آن خانه بزرگ تا خرخره زیر وام رفته اند.
شرکت به شدت بدهکار است و برای پرداخت اقساط با مشکل مواجه شده است.
او ثروتمند به نظر می رسید، اما در واقع تا گردن زیر بدهی بود.