mortgage

/ˈmɔːrɡɪdʒ//ˈmɔːɡɪdʒ/

معنی: گرو، رهن، گرونامه، گرو گذاشتن
معانی دیگر: وثیقه قرار دادن، رهن نامه، سند رهن، ادعای مرتهن (رهن گیر) بر ملک، (حقوق) رهن گذاشتن

جمله های نمونه

1. to mortgage one's future
آینده ی خود را وثیقه قرار دادن

2. to hold a mortgage
در رهن داشتن

3. to lift a mortgage
مبلغ رهن را پرداخت کردن

4. soon, i am going to redeem the mortgage on my house
به زودی خانه ی خود را از رهن در خواهم آورد.

5. The bank refused to accept any mortgage on land.
[ترجمه مرضیه خدامی] بانک از پذیرش هرگونه وثیقه ای برای زمین خودداری کرد.
|
[ترجمه گوگل]بانک از پذیرش هرگونه وام مسکن در زمین خودداری کرد
[ترجمه ترگمان]بانک از پذیرش وام مسکن بر روی زمین خودداری کرد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

6. The mortgage is a drain on our financial resources.
[ترجمه گوگل]وام مسکن باعث تخلیه منابع مالی ما می شود
[ترجمه ترگمان]این وام یک فرار از منابع مالی ماست
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

7. Your mortgage will be repaid over 25 years.
[ترجمه گوگل]وام مسکن شما طی 25 سال بازپرداخت می شود
[ترجمه ترگمان]وام مسکن شما طی ۲۵ سال بازپرداخت خواهد شد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

8. It's difficult to get a mortgage on an old house.
[ترجمه Jml] گرفتن وام روی یه خونه قدیمی سخته
|
[ترجمه گوگل]گرفتن وام مسکن در یک خانه قدیمی دشوار است
[ترجمه ترگمان]خریدن یک رهن در خانه قدیمی مشکل است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

9. Mortgage defaults have risen in the last year.
[ترجمه Jml Hoseini] عدم پرداخت اقساط وام مسکن در سال گذشته افزایش پیدا کرده
|
[ترجمه گوگل]معوقات وام مسکن در سال گذشته افزایش یافته است
[ترجمه ترگمان]defaults وام مسکن در سال گذشته افزایش یافته است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

10. Your father took out insurance to cover the mortgage.
[ترجمه گوگل]پدرت برای تامین وام مسکن بیمه گرفت
[ترجمه ترگمان] پدرت بیمه رو قبول کرد تا وثیقه رو بپوشونه
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

11. People who default on their mortgage repayments may have their home repossessed.
[ترجمه گوگل]افرادی که در بازپرداخت وام مسکن خود نکول می کنند ممکن است خانه خود را مجدداً تصرف کنند
[ترجمه ترگمان]افرادی که در بازپرداخت وام مسکن خود قصور می کنند ممکن است خانه خود را پس بگیرند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

12. They were in arrears with their mortgage, so their home was repossessed.
[ترجمه گوگل]آنها با وام مسکن خود معوقه بودند، بنابراین خانه آنها بازپس گرفته شد
[ترجمه ترگمان]آن ها با رهن خود عقب مانده بودند، بنابراین خانه آن ها پس گرفته شد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

13. your application for a mortgage is now being processed.
[ترجمه گوگل]درخواست شما برای وام مسکن اکنون در حال بررسی است
[ترجمه ترگمان]درخواست شما برای وام مسکن در حال پردازش است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

14. Lower interest rates pleased millions of mortgage payers.
[ترجمه گوگل]نرخ بهره پایین میلیون ها پرداخت کننده وام مسکن را خوشحال کرد
[ترجمه ترگمان]نرخ سود پایین تر میلیون ها نفر از پرداخت کنندگان وام مسکن را راضی کرده است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

مترادف ها

گرو (اسم)
surety, gage, gauge, security, deposit, stake, pledge, pawn, mortgage, encumbrance, hostage

رهن (اسم)
mortgage

گرونامه (اسم)
mortgage

گرو گذاشتن (فعل)
gage, gauge, engage, pledge, pawn, mortgage, hypothecate, impawn

تخصصی

[حقوق] به رهن گذاردن، رهن، وثیقه

انگلیسی به انگلیسی

• conditional conveyance of property as for security on a loan; pledging, lien
sign over property to a creditor as security for money that is owed; obligate
a mortgage is a loan of money which you get from a bank or building society in order to buy a house.
if you mortgage your house or land, you use it as a guarantee to a company in order to borrow money from them.

پیشنهاد کاربران

A mortgage is a loan for property
بانک رهنی یا بانک رهن
نام سابق بانک مسکن که در سال ۱۳۱۷ تأسیس شد.
📋 دوستان در زبان انگلیسی یک root word داریم به اسم mort
📌 این ریشه، معادل "death" می باشد؛ بنابراین کلماتی که این ریشه را در خود داشته باشند، به "death" مربوط هستند.
📂 مثال:
🔘 mortality: The state of being subject to death
...
[مشاهده متن کامل]

🔘 mortal: Capable of experiencing death
🔘 mortuary: A place where the dead are prepared for burial
🔘 mortician: A professional who prepares the dead for burial
🔘 postmortem: Occurring after death
🔘 immortal: Not subject to death
🔘 immortality: The state of being free from death
🔘 mortify: To cause deep embarrassment as if leading to death
🔘 mortification: A feeling of extreme shame, as if experiencing death
🔘 mortgage: A financial agreement linked to property until death or full payment
🔘 mortiferous: Causing death
🔘 moribund: Nearing death or decline
🔘 rigor mortis: The stiffness of the body after death
🔘 mortmain: The control of property beyond the death of the owner
🔘 mortally: In a manner related to death
🔘 antemortem: Occurring before death
🔘 perimortem: Occurring around the time of death
🔘 immortalize: To make someone or something remembered beyond death
🔘 mortified: Deeply embarrassed, as if facing death
🔘 mortifying: Causing extreme embarrassment, as if leading to death
🔘 mortificatory: Relating to suffering or discipline as if facing death
🔘 premortem: Before death
🔘 mortifacient: Causing death
🔘 mortgagee: A lender who holds property rights until death or repayment
🔘 mortgagor: A borrower who pledges property until death or full payment
🔘 mort: A term referring to death
🔘 mortiferously: In a manner that brings death
🔘 mortem: A term referring to death, often in legal or medical contexts
🔘 morticianship: The profession of preparing the dead for burial
🔘 immortalism: The belief in life beyond death or avoiding death entirely

1. رهن گذاشتن 2. وام مسکن 3. رهن 4. مبلغ رهن
مثال:
the redemption of the mortgage
فک رهن / از گرو در آوردن رهن
a right over immovable property and some special movable items to secure a debt.
example: If Mario takes a mortgage on his house and fails to repay, the bank can sell the house, repay the debt from the proceeds, and return any surplus to Mario. If the sale doesn’t cover the debt, Mario remains liable for the shortfall.
...
[مشاهده متن کامل]

ریشه : mort : مرگ
چون قرارداد در هر صورت تمام می شود و میرا است . یا سرانجام ، پول رهن توسط خریدار پرداخت می شود و خانه به خریدار می رسد یا خریدار ناتوان از پرداخت وام می شود و خانه به بانک می رسد .
وام کلفتی که باهاش خونه میخرن
تسهیلات رهنی
1 -
an agreement that allows you to borrow money from a bank or similar organization, especially in order to buy a house, or the amount of money itself
وام ( بویژه از یک بانک یا مؤسسه مالی برای خرید خانه و. . . )
...
[مشاهده متن کامل]

They took out a $ 400, 000 mortgage ( = they borrowed $ 400, 000 ) to buy the house
a monthly mortgage payment
2 -
to borrow money to buy a house
وام گرفتن برای خرید خانه، وام مسکن گرفتن
Their home was mortgaged up to the hilt ( = the full value of their home had been borrowed )
3 -
an agreement that allows you to borrow money from a bank or similar organization by offering something of value, esp. in order to buy a house or apartment, or the amount of money itself
وثیقه
They took out a $90, 000 mortgage to buy the house
4 -
to offer something of value in order to borrow money from a bank or similar organization
وثیقه گذاشتن
They had to mortgage their home to borrow enough money to pay for their children’s education

منابع• https://dictionary.cambridge.org/dictionary/english/mortgage
🔊 دوستان دقت کنید که تلفظ درست این کلمه در انگلیسی امریکن {مُرگِج} می باشد
در انگلیسی بریتیش هم به صورت {مُگِج} تلفظ می شود
Mortgage pain
کم کردن هزینه های سود بازپرداخت وام مسکن یا
امتیازات وام مسکن
سلام به همگی. . .
این کلمه بخصوص هنگام استفاده از فعل " take out" به معنی وام مسکن هست . .
در مجموع " take out mortgage " به معنی وام مسکن گرفتن میباشد. . .
با احترام به همه دوستان. . . . .
ملک رهنی
expose to future risk or constraint for the sake of immediate advantage.
به خطر انداختن، تهدید کردن
"some people worry that selling off state assets mortgages the country's future
برخی افراد نگرانند که فروش دارایی های ملی آیندۀ کشور را به خطر می اندازد.
وام پرداختی بانک، فقط، برای خرید خانه، وام مسکن.
وام مسکن
I felt tied to the job while I had a mortgage to pay
1 - وامی که بوسیله دارائی ثابت تضمین شده، مثلا شما با پولش خونه یا زمین بخری و همون خونه یا زمین رو گرو بانک بزاری، یا با اون پول دارائی نخری ولی یک دارائی ثابت گرو بزاری
2 - وثیقه گذاشتن دارائی ثابت برای دریافت وام
گرد یا رهن
سند ( یا قرارداد ) وام مسکن ( نه خود وام )
1 - وام مسکن
2 - در رهن یا وثیقه گذاشتن چیزی برای دریافت وام یا پول
وام مسکن
مشاهده ادامه پیشنهادها (١٠ از ٢١)

بپرس