morph into

پیشنهاد کاربران

�Morph into� یعنی تغییر شکل دادن / تبدیل شدن تدریجی ( اغلب به شکلی کامل یا شگفت انگیز ) به چیز دیگری.
۱. **معنی اصلی و رایج ( غیررسمی ) **
تغییر تدریجی و قابل توجه از یک حالت به حالت دیگر
...
[مشاهده متن کامل]

مثال ها:
The small startup has morphed into a tech giant.
اون استارتاپ کوچیک حالا به یک غول تکنولوژی تبدیل شده
The casual discussion quickly morphed into a serious argument.
بحث ساده خیلی سریع به یک دعوای جدی تبدیل شد
The old industrial area morphed into a fashionable district with expensive cafes.
اون منطقه صنعتی قدیمی به یک محله مد روز با کافه های گرون قیمت تبدیل شد
۲. **در زمینه فانتزی، فیلم یا افکت های ویژه**
تغییر شکل جادویی یا دیجیتالی
مثال ها:
The werewolf morphs into a human under the moonlight.
گرگینه زیر نور ماه به انسان تبدیل می شه
In the animation, the robot morphed into a sports car.
تو انیمیشن، ربات به یک ماشین اسپرت تبدیل شد
۳. **درباره افراد ( تغییر شخصیت، ظاهر یا موقعیت ) **
وقتی کسی به شکل چشمگیری تغییر می کنه
مثال ها:
She morphed from a quiet student into a confident public speaker.
اون از یک دانشجوی ساکت به یک سخنران عمومی با اعتمادبه نفس تبدیل شد
Over the years he morphed into someone completely different.
طی سال ها اون به کلی آدم دیگه ای تبدیل شد

به شکل دیگری درآمدن
( شخصیت دیگری را ) به خود گرفتن
شکل دیگری به خود گرفتن، قالب دیگر ی گرفتن/یافتن، به شکل دیگری درآمدن، تغییر قالب دادن، تبدیل شدن به
تغییر شکل دادن به