more often

پیشنهاد کاربران

بیشتر از معمول
غالبا/اغلب
هر اندازه که، هر چقدر که
more often than usual بیشتر از معمول
زود به زودتر
غالب اوقات
بیشتر اوقات
به مراتب
به تعداد بیشتری

بیشتر اوقات - معمولا و غالبا - گاها
More=بیشتر ، اکثر، اکثرا
Often= غالبا، معمول، عموما
More often= اکثر اوقات، بیشتر وقت ها، معمولا، خیلی وقت ها. . .

بیش از حد معمول
به مراتب بیش از حد معمول
often = به دفعات
more often = به دفعات بیشتر
مشاهده پیشنهاد های امروز

معنی یا پیشنهاد شما