more haste less speed
انگلیسی به انگلیسی
پیشنهاد کاربران
🔸 معادل فارسی:
• عجله کار شیطان است ( رایج ترین و نزدیک ترین معادل )
• هرکه عجله کرد، پشیمان شد
• آهسته رو، همیشه رو ( از نظر مفهومی مرتبط )
🔸 مثال ها:
( راهنمایی پدر به پسر برای نقاشی کردن )
... [مشاهده متن کامل]
"Don't rush painting the fence. More haste, less speed. If you go too fast, you'll just have to do it all over again. "
برای رنگ کردن نرده عجله نکن. آهسته و پیوسته. اگر زیادی تند بروی، فقط باید دوباره از اول انجامش بدی.
( در یک پروژه نرم افزاری و تایپ کردن کد )
"He tried to finish the coding quickly, but more haste, less speed; he introduced a bug that took him two days to find. "
سعی کرد کد نویسی را سریع تمام کند، اما عجله کار شیطان بود؛ یک باگ وارد کرد که دو روز طول کشید تا پیدایش کند.
( در یک مسابقه مونتاژ قطعات )
"She rushed to assemble the toy without reading the instructions. More haste, less speed – she put the wrong pieces together and had to start over. "
او بدون خواندن دفترچه راهنما، عجله کرد تا اسباب بازی را سوار کند. هرکه عجله کرد پشیمان شد – قطعات را اشتباهی سرهم کرد و مجبور شد از اول شروع کند.
( در آشپزی و پختن یک غذای جدید برای اولین بار )
"I was in a hurry so I didn't marinate the meat properly. More haste, less speed, the final dish turned out tough and dry. "
عجله داشتم، برای همین گوشت را خوب مزه داره نکردم. عجله کار شیطان است، غذای نهایی سفت و خشک از آب درآمد.
• عجله کار شیطان است ( رایج ترین و نزدیک ترین معادل )
• هرکه عجله کرد، پشیمان شد
• آهسته رو، همیشه رو ( از نظر مفهومی مرتبط )
🔸 مثال ها:
( راهنمایی پدر به پسر برای نقاشی کردن )
... [مشاهده متن کامل]
برای رنگ کردن نرده عجله نکن. آهسته و پیوسته. اگر زیادی تند بروی، فقط باید دوباره از اول انجامش بدی.
( در یک پروژه نرم افزاری و تایپ کردن کد )
سعی کرد کد نویسی را سریع تمام کند، اما عجله کار شیطان بود؛ یک باگ وارد کرد که دو روز طول کشید تا پیدایش کند.
( در یک مسابقه مونتاژ قطعات )
او بدون خواندن دفترچه راهنما، عجله کرد تا اسباب بازی را سوار کند. هرکه عجله کرد پشیمان شد – قطعات را اشتباهی سرهم کرد و مجبور شد از اول شروع کند.
( در آشپزی و پختن یک غذای جدید برای اولین بار )
عجله داشتم، برای همین گوشت را خوب مزه داره نکردم. عجله کار شیطان است، غذای نهایی سفت و خشک از آب درآمد.
آدم دست پاچه هر دو پا را می کند در یک پاچه!!!
آدم دستپاچه کار را دوبار می کند
با شتابزدگی کار پیش نمی رود
ضرب المثل، با معادل فارسی:
- *عجله کار شیطونه*
- رهرو آنست که آهسته و پیوسته رود/
رهرو آن نیست که گه تند و گهی خسته رود
عجله کار شیطونه